حکم انتصاب جدید رییس و اعضای حقیقی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شد. درباره این حکم چند نکته حایز اهمیت است.

یکم.  در این حکم و متفاوت از گذشته بیشتر تاکیدات بر نظارت و حسن اجرای سیاست های کلی نظام است. بر این اساس ارتقای نقش نظارتی مجمع تشخیص مصلحت قابل تامل است و جایگاه این نهاد را برجسته تر می کند.

بازنگری در نقش مجمع تشخیص مصلحت و پررنگ تر شدن موضوع نظارت، سال 92 تصویب و به تائید رهبری رسید. از آن مصوبه و بعد از اینکه شیوه های آن در سال 93 در مجلس به تصویب رسید حدود 3 سال می گذرد و هنوز هیچ گزارش نظارتی روشنی درباره سیاست های کلی نظام از جمله اقتصادمقاومتی و یا سیاست های فرهنگی و چشم انداز و غیره منتشر نشده است. به عنوان مثال در سیاست های اصل 44 تاکید شده است که مجمع وظیفه دارد بصورت دوره ای گزارش دهد که در این رابطه نیز هیچ اظهارنظری منتشر نشده است. از این جهت تاکید رهبری در این حکم بر نظارت و اثربخشی سیاست ها اهمیت بسزایی دارد که بدون تردید در نحوه انتخاب اعضا نیز تاثیر داشته است.  مجمع در این دوره باید جدای وظیفه سنتی اش و میان داری بین مجلس و شورای نگهبان، به رعایت سیاست های کلی در مصوبات مجلس و اجرای آن در دولت نظارت بیشتری کنند و گزارش دهند. با این توجه می توان گفت این مجمع نسبت به گذشته نقش معنادار و پررنگ تری خواهد داشت.

دوم. برخی از اعضای جدید را باید متناسب با هدف‌گذاری اصلی و پررنگ شدن حوزه نظارت ارزیابی کرد. به عنوان مثال، تجربه قضائی آقای رئیسی از جهت اهمیت نظارت بر عدلیه و تجربه تقنینی آقای توکلی از جهت نظارت بر مجلس و تجربه آقای قالیباف از جهت نظارت بر اجرا در این حکم قابل توجه است.

سوم. یکی از نکات ویژه این حکم تنوع سیاسی در انتصاب اعضاست. ماندگاری آقای ناطق نوری و انصاری و عارف اهمیت دارد. آقای احمدی‌نژاد نیز علیرغم اینکه ردصلاحیت شد اما قرار نبود و نیست که هرکس به کار ریاست جمهوری نیامد از تجربیاتش نیز استفاده نشود. کما اینکه مرحوم آیت‌الله هاشمی نیز مورد اعتماد رهبری برای ریاست مجمع بود اما مطابق قانون، مناسب اداره کشور نبود و ردصلاحیت شد. واین امر جز بلوغ سیاست مداری در کشور نیست.

آقای میرمحمدی از نزدیکان آقای هاشمی بود و سید محمدصدر هم از موسسین حزب مشارکت و از نزدیکان آقای خاتمی است. این هم پیام غیرمستقیم دیگری است به اصلاح‌طلبان و اینکه غیرفتنه‌گر در انقلاب جای دارد و نیازی هم به آشتی ملی نیست.

  با این نگاه از ترکیب اعضای حقیقی جدید یک سوم اصلاح طلب اند و یک سوم اصولگرا و یک سوم دیگر نیز اصولگرای تحول خواه و نواصولگرا.

چهارم. برخی نوشتند که لاریجانی و روحانی از اعضای حقیقی حذف شدند و با سمت حقوقی حاضرند و این پیام‌ها دارد. به نظر نمی‌رسد چنین باشد. چه آنکه دوره های قبل نیز  احمدی‌نژاد و خاتمی در دوره ریاست‌‎جمهوری با سمت حقیقی حضور نداشتند و بعد هم به عنوان عضو حقیقی اضافه شدند.

پنجم. نقش آیت الله شاهردوی در تغییر جایگاه سیاسی مجمع را باید جدی تر مورد توجه قرار داد. نکته برجسته در این حوزه ویژگی فراجناحی و سعه صدر بالا و ارتباط گسترده آیت الله با گروه‌های مختلف سیاسی است. از اینجهت جایگاه مجمع به نقطه ایده آل خودش نزدیک می شود.

انتخاب‌های رهبر معظم انقلاب در دوره جدید و. نوع چینش اعضا، همانطور که گفته شد راه را برای هرگونه بهانه‌‎جویی بست و دقیقا حاوی این پیام بود که این مجمع باید فعال تر و پویاتر عمل کند و با وجود همه سلیقه‌ها، این مجمع جدی‌تر است!

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید