مستند «پرزیدنت؛ آکتور سینما» به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا بورونی توسط مرکز مستند سفیرفیلم و به تهیه کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، تولید شده است.

مستند «پرزیدنت؛ آکتور سینما» روایتگر تلاشهای میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، در جهت ایجاد رفاه برای مردم شوروی است. گورباچف معتقد بود تا زمانی که تنشهای شوروی با کشورهای غربی و به خصوص آمریکا ادامه داشته باشد، رسیدن به  یک اقتصاد موفق ناممکن است، به همین دلیل اولویت عالی خود را تنش‌زدایی و برقراری رابطه و مذاکره با آمریکایی‌ها قرار داد. در خلاصه داستان این مستند که سعی دارد داستان یک پیروزی بدون جنگ را روایت کند، آمده است: «شوروی، حسرت، آشوب،  تنش با دنیا. مردی می آید تا کشوری بزرگ را با دنیا آشتی دهد…افراطی­ها اجازه خواهند داد؟» تشابه زیاد شخصیت‌ها و اتفاقات جامعه شوروی در آن دوران با شخصیت‌ها و اتفاقات حال حاضر جامعه ایران، این مستند را از یک مستند تاریخی صرف متمایز کرده است.

پس از اکران فیلم، برخوردها و هجمه‌ها مانند بسیاری از کارهای دیگر ارزشی که ساخته، با واکنش یک جریان انحصارطلب در داخل کشور مواجه شد. در ابتدا وزارت ارشاد از اکران عمومی فیلم جلوگیری کرد اما شب گذشته این فیلم مجوز پخش در شبکه مستند را تهیه کرد و این فیلم پخش عمومی شد.

اما هنوز هم عده‌ای نسبت به این فیلم و کلا به هر نگاه انتقادی، واکنش منفی نشان می‌دهند. انتقاد با روی کار آمدن دولت یازدهم معنای منفی به خود گرفته و هر منتقدی با ادبیات تندی خطاب می‌شود. منتقدین در دولت یازدهم، جرأت انتقاد ندارند. در خصوص همین فیلم «پرزیدنت؛ آکتور سینما»، رصد فضای رسانه‌های زنجیره‌ای انحصارطلب را اگر بنگریم، به نتیجه می‌رسیم، که انتقادپذیری محتوای خود را از دست داده است.

روزنامه شرق امروز در یادداشتی در واکنش به این فیلم، به جای نقد اصولی، حرفه‌ای و هنری فیلم، سازندگان فیلم را مورد هجمه قرار داده است. وقتی نقد تا این حد تنزل می‌کند که با به سخره گرفتن سازنده، محتوا را نقد کنیم، یعنی یا چیزی از فیلم نفهمیده‌ایم یا اینکه در مقابل غنای فیلم حرفی برای گفتن نداریم و تنها راه همین مسخره کردن و مسخره بازی در آوردن است.

روزنامه شرق در شماره امروز خود نسبت به فیلم «پرزیدنت؛ آکتور سینما» نوشت: «پرزیدنت، آکتور سینما»؛ مستندی است که شب گذشته از شبکه مستند صداوسیما پخش شد. موضوع این فیلم «آخرین روابط سیاسی میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» است. در قسمت نام تهیه‌کننده این فیلم مانند محصولاتی از این دست، یک نام به چشم می‌خورد: «سازمان هنری رسانه‌ای اوج»؛ مؤسسه‌ای که دامنه همکاری‌هایش از «تتلو» تا «ابراهیم حاتمی‌کیا»ست. هرچند این مستند موضوع و اسمش به روابط آمریکا و شوروی بازمی‌گردد ولی تیزر دودقیقه‌ای و همچنین پوسترهای آن، نشان از اهداف دیگری دارد؛ مشابهت‌سازی فروپاشی شوروی و مذاکرات هسته‌ای. تهیه‌کننده این مستند، ید طولایی در تولید چنین برنامه‌هایی دارد. حین مذاکرات تیم هسته‌ای ایران بیلبوردهایی تحت عنوان «صداقت آمریکایی» در سطح شهر تهران نصب شدند؛ در گوشه این بیلبوردها هم نام «اوج» به چشم می‌خورد.

اوج تحلیلگری و نگاه کارشناسی و نقادانه روزنامه شرق به این فیلم و بسیاری از رسانه‌های زنجیره‌ای جریان انحصارطلب نیز همین رنگ و بو را داشت. هیچ نکته فنی و محتوایی برای نقد وجود ندارد بلکه با استهزاء سازنده فیلم و تهیه کننده، سعی دارند ارزش یک کار حرفه‌ای هنری را کم کنند.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید