مجله اینترنتی رمز عبور – گروه سیاسی: نگرانی از نفوذ دشمن در ساختارهای داخلی، مسأله‌ای درباره امروز و دیروز نیست؛ بلکه قدمتی به درازای تاریخ دارد. رویکرد متمایل به غرب دولت یازدهم سبب شده تا این نگرانی در یکی دو سال اخیر پررنگ‌تر شود و بسیاری از کارشناسان نسبت به افزایش احتمال نفوذ در کشور هشدار بدهند از سوی دیگر، با نگاهی به تاریخ 200 ساله اخیر ایران می‌توان دریافت که جریان روشنفکری، دارای دو خصوصیت بارز و همیشگی در طول تاریخ بوده است: غربزدگی و وابستگی. این جریان برای پیشرفت کشور نیز همین دو نسخه را تجویز کرده‌اند و به همین علت با مفاهیمی چون اتکای به خود و استقلال مخالف‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید، متن سخنرانی استاد حسن عباسی در نشست جنبش عدالتخواهی است که به بیان مساله نفوذ از طریق ساختارهای بین‌المللی می‌پردازد.

خدا را شکر می‌کنم توفیقی شد در جمع شما عزیزان و دوستان عدالتخواه حضور یابم که در پاسخ به تاکیدی که حضرت آقا در اوایل دهه 1380 در مسئله مطالبه عدالت فرمودند. این حرکت خودجوش و دانشجویی بحمدالله شروع شد و در سطح دانشگاه‌ها برکات زیادی هم داشت. حضور در جمع دوستان عدالت‌خواه و دوستانی که دغدغه‌شان تحقق عدالت است، توفیقی است که این توفیق را خدا نصیب من کرده و امروز خدمت شما عزیزان هستم. امیدوارم نهال مطالبه عدالت در محیط دانشجویی ما به بقیه ابعاد جامعه تسری پیدا کند و همه جامعه ما ماهیت عدالتخواه داشته باشد.

کارکرد اصلی دین، قسط است. کارکرد عینک این است که با آن بشود بهتر دید. ویس رکوردر برای این است که صدا را ضبط کند، کارکرد میکروفن هم این است که صدا را از طریق آمپلی‌فایر بگیرد و انعکاس دهد. اگر این ویس رکوردر ضبط نکند که کارکرد خودش را انجام نداده، اگر با عینک نشود بهتر از این دید به کارکرد خودش نرسیده، میکروفن هم کارکرد خودش را نداشته، آن آب هم رفع تشنگی نکرده است.

دین هم یک کارکردی دارد، کارکرد دین، قسط است. قسط یعنی سهم هر کسی هر چیزی هست به او پرداخته شود. منتهی در حیطه عوام و توده جامعه انبیاء آمدند که «لیقوم الناس بالقسط» همه مردم را به قسط دعوت کنند و مردم به قسط قیام کنند و در سطح خواص قوام بالقسط، قوام به قسط به این معنا که خواص جامعه از مسئولان گرفته تا تریبون‌دارها، استادها، هنرمندان، علما، روحانیون، قضات، همه خواص وظیفه دارند که قوام به قسط باشند، «کونو قوامین لله شهداء بالقسط».

حکما و مفسرین امروز فرمودند که کارکرد اصلی دین قسط است، در سطح عوام جامعه لیقوم الناس بالقسط و در سطح خواص جامعه قوام به قسط.

 متاسفانه امروز در سطح خواص جامعه مفهوم قوام به قسط، مفهوم مفغول مانده‌ای است و یکی از مصیبت‌های ما این است که خواص ما قوام بالقسط نیستند و وظیفه خودشان که همچون انبیاء وظیفه معلمی است را دنبال نمی‌کنند. چون فرمود معلمی شغل انبیاء است. از این رو یک پله پایین‌تر از قسط که عدل می‌شود، وقتی جنبشی برای آن وجود دارد، این جنبش را باید در جامعه ارج نهاد، اجر آن را مشخص کرد. اجر، جایگاه و شأن آن از یک سو و اجر و مزدی که خدا بابت این مطالبه عدالت رقم می‌زند آن را هم جداگانه، اما به هر جهت اگر عدل یعنی هر چیزی سر جای خودش دیده شود یا هر چیزی را سر جای خودش بپذیریم یا قرار بدهیم، قسط یعنی هر چیزی که سهم هر کسی را به او بپردازیم، قسط و عدل را نمی‌شود از هم جدا کرد.

جهاد کبیر؛ علمی و عملی

اگر هر شیء را به ضدش بشناسید، ضد عدل جور می شود و ضد قسط ظلم می‌شود. پس ظلم و ستم روبروی قسط است و جور روبروی عدل است. جنبش عدالتخواه ضدیت جدی با جور و  ظلم دارد و تبیین اینکه چه چیزی ظلم نیست و قسط است، چه چیزی جور نیست و عدل است، این شاکله حکمت و فلسفه وجودی مقوله دوستان عدالتخواه محسوب می‌شود. امروز هم که مسئله اصلی جهاد کبیر است، همان طور که در قرآن فرمود به رسول جیل‌القدر الله که تبعیت از کفار نکن که اگر چنین جهدی صورت بدهید، جهاد کبیر می‌شود. این تبعیت نکردن از کفار، جوهره حرکت جهاد کبیر را رقم زده، جهاد کبیر هم که بیشتر فکری، معنوی است، تا علمی و عملی.

عدل در متن چهار واژه است، حق، عدل، نظم، حُسن، حق یعنی یک جایی، جای این لیوان داخل این بشقاب است، این جا حق می‌شود. عدل یعنی بپذیریم که هر چیزی سر جای خودش، نظم یعنی هر چیزی را سر جای خودش قرار بدهیم. حُسن یعنی اینکه هر چیزی را سر جای خودش ببینیم.

می‌گویند علم الاستحسان استاتیک یا زیبایی شناسی، زیبایی شناسی یا هنر، استاتیک یا همان علم الاستحسان، دیدن هر چیزی سر جای خودش است. هر چیزی را سر جای خودش قرار دهید نظم می‌شود، هر چیزی را بپذیرید که باید سر جای خودش باشد، عدل می‌شود. اما مهمترین مسئله این است که آن جای خودش کجاست؟ اگر انتخاب آن جای خودش غلط باشد، دیگر حق نیست و باطل می‌شود. اگر این لیوان را جلوی در ورودی گذاشتیم، هر کسی رد می‌شود به این لیوان می‌خورد و این لیوان می‌افتد و می‌ریزد و می‌شکند. جای این عینک داخل قاب عینک است، اگر جلوی در گذاشتیم، خیلی ها متوجه نمی‌شوند و  پایشان را روی آن می‌گذارند و می‌شکند. جای این آنجا نیست، آنجا گذاشتیم باطل می‌شود. آنجا حق نیست، برای این باطل است. حالا اگر هر چیزی را سر جای خودش قرار ندادیم، پس طبیعتا وقتی آنجا باطل بود، به تبعش جور می‌شود، چون هر چیزی سر جای خودش نیست. اگر سر جای خودش قرار ندادیم، ظلم می‌شود و ماهیت بی‌نظمی دارد و در نهایت هم یک مفهوم کلیدی داریم و آن این است که زشت است، زیبا نیست، حُسن نیست، قبیح است. علم الاستحسان نیست، حسن و استحسان نیست، قبیح و زشت است.

امروز حق و عدل، نظم و حسن در مقابل باطل، جور، آنارشی، بی‌نظمی، هرج و مرز و زشتی دو ستونی است که در هم خلط شده و ساحت زندگی بشر را درنوردیده است. همان طور که مستحضرید نگاه توحید یعنی نگاه این چنینی سنویتی، یک گزاره‌هایی دو تایی را در می‌یابیم، یکی را می‌زنیم، یکی می‌ماند، معرفت توحیدی می‌شود. وقتی می‌گوییم حق و باطل، عدل و جور، نظم و بی‌نظمی، قسط و ظلم و همچنین حُسن و قبح، زیبایی و زشتی، وقتی ستون بنفش را می‌زنیم، ستون زشتی‌ها و ستون باطل را و ستون نور، سبز و زرد را اقامه می‌کنیم، اینجا ماهیتا نگاه ما نگاه توحیدی شده است.

کدام توحید؟

توحیدی که در مهد کودک‌ها به کودکان می‌گویند توحید یعنی یکتاپرستی، توحید عوامانه است. توحید یعنی یکتاپرستی، این طوری به توحید نگاه نکنید. تلقی توحیدی ابتدا در معرفت شکل می‌گیرد، یعنی شما هر گزاره دو تایی را باید ببینید، یکی را بزنید، یکی را اقامه کنید، اساس در نگاه فلسفه غرب در 2700 سال گذشته و در تلقی 2500 سال پیش شرقی‌ها توسط لائوتسو این بوده که دو تایی‌ها ضروری هم هستند؛ مثل شب و روز. نمی‌شود زن و مرد را از هم جدا کرد و یکی را نفی کرد. هر دو ضروری هستند. این قبل از چین در یونان مبنا بود؛ شب و روز، زن و مرد، خشک و تر، سرد و گرم اینها چون دو تایی‌هایی بودند که ضروری هم بودند، نمی شد یکی را حذف کرد، اساس معرفت بشر قرار گرفت.

 بشر یونانی، در فلسفه، بشر چینی در تلقی لائوت تا به امروز، اینها نگاهشان سندیت است. هر چیزی را، دو تا را ضروری می‌بینند، چرا ما موحد هستیم، ما اینها را در عالم خلق قبول داریم، شب و روز، زن و مرد، سرد و گرم، تر و خشک را اینها را در عالم خلقت قبول داریم، اما در عالم جهل یک لایه بالاتر از عالم خلق، قائل به این هستیم که دوتایی‌هایی هست که یکی از آنها کار خداست، یکی کار ما انسان‌هاست، حق و باطل، خدا باطل را نیافریده ،خدا همه چیز را خلق آفریده، خیر و شر، خیرش کار خداست، شر کار ما انسان‌هاست. صدق و کذب، راست و دروغ، راستش کار خداست، کذب و دروغش کار ماست. کفر و ایمان، شک و یقین، نور و ظلمات، هدایت و ظلالت، طیبه و خبیثه، سعادت و شقاوت و تمام این صد و خورده‌ای که در قرآن آمده، آن ستون باطلش کار ما انسان‌هاست.

 البته دو موجود یعنی انسان و جن هستند که اختیار دارند. حیوانات که مبتنی بر غریزه عمل می‌کنند، ملائک که عمدتا نور هستند، فقط انسان و جن است که مختار هستند، لذا می‌توانند صدق یا کذب را رقم بزنند، می توانند دروغ بگوید یا راست بگویند، می‌توانند حق یا باطل را رقم بزنند.

اگر دوستان عنایت داشته باشند که در مرکز توحیدی، مطالبه عدالت نقطه مقابل ظلم است و مطالبه عدالت روبروی جور است و مطالبه قسط روبروی ظلم است. ما چون می‌خواهیم ظلم  و جور را بزنیم، عدل و قسط را اقامه کنیم، این فعل یک فعل توحیدی است. در چین می‌گویند خیر و شر ضروری همدیگر است، باید آنها را به تعادل رساند. حق و باطل ضروری همدیگرند، باید به تعادل رساند، راست و دروغ ضروری همدیگرند، باید آنها به تعادل رساند. چطور زن و مرد ضروری همدیگرند، چطور شب و روز ضروری همدیگرند، چطور سرد و گرم ضروری همدیگرند، خیر و شر، حق و باطل، صدق و کذب، سعادت و شقاوت هم ضروری هم دیگرند.

ما می‌گوییم اصل اول توحید، اصل دوم عدل، آنها می‌گویند اصل اول تضاد، اصل دوم تعادل. هر خیر، شر، صدق و کذبی را مثل نسبت هر زن و مرد، شب و روز، تر و خشکی به تعادل می‌رسانند. لذا این اقدام توحیدی که سرلوحه عمل شماست و مبنای کار شماست، این را ارج بنهید. توفیقی است که خدا به شما جوان‌ها عطا فرموده که مسئله و دغدغه‌تان مطالبه عدالت باشد، یعنی زور بودن جور و ظلم و تحقق قسط. این جلسه مزین است به نام انسان بزرگی مرحوم مهندس محمدجواد جلال‌فر و جوانان مطالبه‌گر عدالت، اسم و نامشان زمینه‌ای برای اقدامات جدی‌ است. برخی در صحنه جهاد صغیر در سوریه و عراق و جای دیگر در مقابل تروریست‌های تکفیری داعش و صهیونیست‌ها و گروه‌های دیگر ایستادگی می‌کنند، برخی هم در مواجهه با مشکلاتی که در جهاد کبیر است و در تحقق قسط و عدل، حالا چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل. هر دو شهیدند، گروهی شهید جبهه جهاد کبیر،  گروهی در حوزه جهاد صغیر، هر دو مکمل همدیگر است، اما مشکلات امروز ما در حوزه جهاد کبیر بیشتر است.

جزئیات «ایران پروجکت»

موضوعی که دوستان برای من انتخاب کرده‌اند، مسئله ایران پروجکت هست، پروژه ایران در درون نهادهای تصمیم‌سازی نظام سلطه که لازم است یک بحث مبنایی در این زمینه به صورت مقدماتی انجام بدهیم، چون موضوع مفصلی است، بخش‌های امنیتی و اطلاعاتی‌اش خیلی رافع مسائل شما نیست.

 در حیطه بصیرت‌بخشی آن چیزی که در ایران پروجکت مطرح است، بیشتر شناخت ساختار و ماهیت پروژه ایران است که چطور این پروژه‌ها شکل می‌گیرد.

پروژه ایران مفهومی تحت عنوان رژیم چنج در ایران، تغیر حکومت در ایران است که پول، بودجه و امکاناتش را راکفلر می‌دهد. جریاناتی در ایران از سال‌های گذشته ارتباطاتی دارند، در سال‌های اخیر پروژه‌ای تعریف شده به نام ترک دو. ترک یک، همین دیپلماسی مستقیمی است که می‌شناسید. ترک 2 دیپلماسی لاین دوم یا خط دوم هست که اخیرا در چند ماه اخیر چند نفر از آنها را سازمان اطلاعات سپاه در ایران دستگیر کرد. آقایان و خانم هایی بودند که بخشی از سرشاخه ها بودند.

 ابعاد این چنینی‌اش خیلی ژورنالیستی است، خیلی به درد شما نمی‌خورد. آن چیزی که اهمیت دارد، این است که بنیان‌های نظری این موضوع برای شما روشن شود که اصلا ایران پروجکت در 38-37 سال گذشته چیست.

پس ما وقتی در نزد نهادهای تصمیم‌سازی غربی صحبت از پروژه ایران می‌کنیم، یعنی پروژه‌ای که باید دولت ایران تغییر کند و ایران به نظام یکپارچه جهانی برگردد.

چرا ایران، محور شرارت نامیده شد؟

شما مفهومی را خاطرتان هست جورج بوش پسر در سال 1380، 6-5 ماه بعد از ماجرای 11 سپتامبر، تقریبا اوایل زمستان 1380 مطرح کرد. ایران، کره شمالی و عراق را محور شرارت نامید. معنی این کلمه چیست؟ این است که در نظام یکپارچه جهانی، چین با همه تقابلی که با آمریکا دارد، روسیه با همه تقابلی که با آمریکا دارد، جزئی از نظام سلطه هستند، یعنی آن نظمی که در روی کره زمین شکل گرفته، نظام بین‌المللی، نظم نوین جهانی، در آن نظم نوین جهانی نقش هر کسی معلوم شده، حتی کشور مخالفی مثل روسیه، چین یا جای دیگر، اما بعضی از کشورها بیرون از این نظم هستند، اینها شر هستند، محور شرارت هستند.

 ایران کره شمالی و عراق. عراق را که حذف کردند، امروز کره شمالی و ایران محور شرارت محسوب می‌شوند. کره شمالی به نوعی و ایران هم به نوعی با دو تفکر متفاوت، او کمونیستی و مارکسیستی و ایران هم با تلقی اسلامی، اینها نظم جهانی را نمی‌پذیرند، نظام سلطه را نمی‌پذیرند.

 برای این کشورها پروژه‌هایی تعریف می‌شود پروژه ایران، پروژه کره شمالی، پروژه چین، پروژه هند، پروژه سوریه، پروژه پاکستان، پروژه یمن و این پروژه‌ها در نهادها معنایش این است که اینها باید طوری تعبیه کنند، بیایند هنجارهای نظام بین‌الملل مورد نظر اینها را بپذیرند. شناخت این هنجارهای موردنظر بسیار برای ما مهم است.

 اول باید تکلیفمان را با نظام بین‌المللی که اینها تعریف کردند روشن کنیم. هرم جامعه را در مورد ایران یا هر کشور دیگری ببینید، از چهار لایه تشکیل می‌شود. پروژه دولت‌سازی، پروژه نظام‌سازی و پروژه ملت‌سازی.

 رأس این هرم ساختمان دولت و حکومت می‌شود، لایه دوم ساختمان نظام، نظام‌سازی و سیستم‌سازی و لایه سوم، ساختمان ملت یعنی چطور شما یک ملت می‌سازید، لایه چهارم یا همان ساخت ملک، ساخت ماهیت سرزمین و شکل دادن سرزمین می‌شود.

چهار تا پروژه است، تقریبا چهار تا 25 سال طول می‌کشد، حدود صد سال طول می‌کشد، پروژه جامعه‌سازی و تمدن‌سازی و غربی‌ها حدود 250 تا 350 سال زحمت کشیدند توانستند این چهار لایه را در غرب ایجاد کنند، حالا کشور ما در 38-37 سال گذشته هر کدام از این چهار لایه را 25 درصد، 70 درصد، 60 درصد، 30 درصد، 5 درصد جلو برده است.

پس ساختار یک جامعه کامل از دولت‌سازی، ملت‌سازی و نظام‌سازی و غیره تشکیل می‌شود. این طوری نیست که شما تصور کنید عربستان الان این هرم را کامل دارد. عربستان چیزی به نام دولت ندارد، چیزی به نام ملت و نِیشن ندارد، چیزی به نام نظام هم ندارد، ساختار عجیب و غریب ملوک‌الطوایفی است، پول نفتی است خرج می‌کنند.

 در سطح آسیا کامل شده این هرم وجود ندارد. ژاپن یک زحماتی کشیده تا یک جاهایی رسیده است. در کل منطقه آسیا هم ایران است که تقریبا کاملترین شکل را در این قضیه دارد. افغانستان در مرحله ماقبل این مناسبات است، پاکستان و هند همین طور، چین تازه دارد بحث‌هایش را شروع می‌کند. در کشورهای عربی که تقریبا هیچ کدامشان پروسه را طی نکرده‌اند.

 در آفریقا که آفریقای جنوبی یک مقدار در این زمینه جلو رفته، هنوز به مسائلی نرسیده است. در اروپا سه تا چهار کشور اصلی یعنی انگلیس، آلمان، فرانسه و تا حدودی هم ایتالیا این مسیر را طی کرده‌اند. بقیه کشورها هرمشان کامل نیست. در قاره آمریکا فقط ایالات متحده این را تقریبا تا یک جاهایی رسانده است.

پس این طوری نیست، وقتی می‌گویند دولت کشور مغلولستان، دولت پاکستان، دولت مصر، اینها به معنی اخص کلمه دولت نیستند، دو کشوری که در کشوری عربی دموکراسی است و رأی می‌‌دهند که اینها به شکل ناقصی است، یکی در لبنان و دیگری در عراق است.

در عراق می‌دانید سه طایفه و سه بخش هستند، یعنی بخش عرب شیعه، عرب اهل سنت و کُردها، نمی‌گذارند این سه ترکیب شوند و ملت شوند. سه بخش جدا هستند، دولت هم سه بخش جدا شده، آمدند گفتند نخست وزیری دست شیعیان، اهل سنت مسئولیت مجلس را عهده‌دار بشود، به کردها هم گفتند شما نهاد ریاست جمهوری، یعنی آمده‌اند ملت را سه جزء کردند، دولت را شرکت سهامی کردند، سهم هر کدام از مجموعه‌ها را دادند و همیشه این سه قسمت به نسبت آن سه قسمت تفکیک شده است.

ماجرای شش خاندان صهیونیستی

 این است که هیچ وقت در عراق پروژه ملت‌سازی و دولت‌سازی کامل نمی‌شود. همیشه سه تکه می‌ماند، این مدل را آمریکایی‌ها 12 سال پیش از کجا گرفتند و پیاده کردند؟ از مدلی که فرانسوی‌ها 60-50 سال پیش در لبنان پیاده کردند.

 در لبنان هم همین طوری است. در لبنان یک گروه شیعه، یک گروه اهل سنت، یک گروه مسیحی مارونی است. دولت دست اهل سنت است، مجلس دست شیعه است ، نهاد ریاست جمهوری دست مسیحی‌های مارونی است. به این خاطر الان نزدیک دو سال است که تکلیف رئیس‌جمهور لبنان روشن نیست و به توافق نمی‌رسند، یعنی جامعه لبنان سه تکه شده، به نسبت این سه تکه شرکت سهامی در دولت سازی‌اش ایجاد کردند.

پس عربستان، قطر، امارات و کویت را رها کنید. اینها 6 خانواده صهیونیستی هستند، خانواده اهل نهیان، خانواده آل هاشم، خانواده آل سعود، خانواده آل حمد، آل خلیفه، این 6  خانواده در این شش کشور اردن، بحرین، قطر، امارات عربستان و … هستند. این 6 خانواده حدود نزدیک چند ده سال است که یک ضرب دارند آنجا به شکل ملوک‌الطوایفی کار را دنبال می‌کنند. اصلا رویه‌شان رویه ساخت دولت و ملت نیست.

پس این کشورهایی که به اسم کشور عربی می‌شناسید که اصلا هنوز مرحله ماقبل جامعه‌سازی هستند، استثنائا عراق و لبنان که داخلشان دموکراسی دارند، اینها شرکت سهامی است و اصلا کارشان کامل نیست، به این خاطر وقتی سخن از هرم جامعه می‌کنیم، این کلمه ملت، مثلا ملت پاکستان، ملت افغانستان، ملت عراق، ملت ترکیه شما را گول نزند، چیزی به نام نیشن و ملت شکل نگرفته است. اینها فعلا مردم و به شکل توده‌وار هستند.

 در ایران هم تا یک حدودی بعضی بخش‌هایش جلو رفته، بعضی ساز و کارهایش تا یک حدودی در ملت‌سازی، دولت‌سازی، نظام‌سازی جلو رفته است. نظام‌سازی که 5 سال است شروع شده است. در 17 شهریور سال 1390، مقام معظم رهبری در دیدار خبرگان فرمود که نظام‌سازی باید شروع شود. هنوز ما در مقدمات نظام‌سازی هستیم.

 لایه دوم بین دولت و ملت هنوز در ایران به صورت جدی شروع نشده، ولی طبیعتا ما تقریبا از بقیه در منطقه جلوتر هستیم، یعنی در بخش دولت‌سازی و ملت‌سازی یک مقداری به واقعیت‌ها نزدیک شده‌ایم. از این جهت به این اشاره کردم که یک ذهنیتی از این قضیه داشته باشید.

وقتی می‌خواهیم از سطح یک کشور به سطح جهانی برویم، همین هرم در سطح جهانی هم مطرح است. حالا اینجا یک کشور به نام ایران بود، عراق، لبنان، تونس و چین بود.

ساختار فاسد نظام جهانی

نظام جهانی هم چهار تا لایه دارد، یک دولت جهانی، نظام جهانی، ملت جهانی و یک مِلک جهانی دارد؛ به این گلوبالیتی می‌گویند. جهانی شدن یعنی دوره نشنالیتی، یعنی دوره ملی و ساز و کارهای ملی و ناسیونالیست، دوره گلوبالیتی یعنی در سطح کره زمین ساختاری یکپارچه ایجاد کردن، این پروژه‌ای است که الان نزدیک چهار دهه از آن می‌گذرد، امروز در اوج خودش است، می‌گویند آقا فرهنگ جهانی شدن دارد، به نتیجه می‌رسد، یک دولت جهانی ، نظام جهانی و ملت جهانی و اساسا جامعه جهانی وجود دارد.

اگر بخواهیم این هرم را بشناسیم، دولت جهانی چه کسانی هستند؟ چه کسانی تصمیم سازی‌های جهانی هستند؟ به راس هرم که نگاه کنید به آن سوپر کلس یا ابرطبقه می گویند.

 کتابی به نام سوپر کلاس 6-5 سال پیش در ایران ترجمه شده است. این کتاب را رادکلیف نوشته بود. این کتاب را ببینید خوب است، 6 هزار نفر که جهان را اداره می‌کنند، این 6 هزار نفر به نام سوپرکلس، چون چهار تا کلس است، لاو کلس، میدل کلاس، های کلاس و سوپرکلس، ابرطبقه، طبقه بالا، طبقه متوسط و طبقه پایین.

 هرم جامعه در محیط بورژوایی این است. آن کسی که امروز در تهران پورشه سوار می شود، درآمدهای آنچنانی دارد، زندگی آنچنانی دارند، اینها های کلاس هستند یا بالاتر سوپرکلاس هستند، یک طبقه متوسطی وجود دارد که امروز هم در دنیا و هم در ایران دارد و ضعیف می شود به آن میدل کلاس می گویند. یک طبقه فقیر دارد که لاو کلاس است.

 نسبت به این ساز و کارها، ابرطبقه چه کسی است؟ شناخت ابرطبقه خیلی مهم است، این 6 هزار نفر که در بعضی روایت‌ها گفته می شود تا حدود 10 هزار نفر می‌رسند، اخیرا در یک جایی به نام اجلاس داووس جمع می‌شوند. یکسری ورزشکار، سینماگر، بانکدار، ثروتمند، سیاستمداران کهنه‌کار خیلی معروف و نظامیان قدیمی، اینها کسانی هستند که دولت جهانی تشکیل دادند و در سوئیس در روستایی به نام داووس جمع می شوند.

دولت جهانی پس کدام طبقه است؟ حوزه ابرطبقه است، سوپر کلاس است، یعنی وقتی به هرم نگاه می کنید، ابرطبقه در رأسش است، نهادهای اصلی که آنجا هستند، یکی از آنها باشگاه رم است. باشگاه رم کتابش تقریبا 20 سال پیش در ایران ترجمه شده شده است. اگر بتوانید در کتابخانه دانشگاه  پیدا کنید، چون بعید است که در کتابخانه‌های بیرون پیدا شود.

کنفرانس بیلدربرگ و یک سوال

مجموعه باشگاه رم به کمیسیونی به نام کمیسیون سه‌جانبه تکیه می‌داد. سه‌جانبه‌خواهی یا کمیسیون سه‌جانبه، کمیسیونی بود که آمریکای شمالی، اروپا و ژاپن را در برمی‌گرفت. سه گروه در دهه 1970 اداره جهان را به یک شورایی واگذار کردند که کمیسیون سه‌جانبه است، یک اجلاسی به نام بیلدربرگ زیر نظر ملکه هلند برگزار می‌شود.

بیلدربرگ جریانی است که بخشی از پول و بودجه‌اش را آقای راکفلر می‌دهد و اینها مخفیانه دور هم جمع می‌شوند و در بیلدربرگ برای اداره جهان تصمیم می‌گیرند. بخشی از سیاست بین‌المللش توسط گروهی به نام شورای روابط خارجی آمریکا انجام می‌شود.

 رئیس شورای روابط خارجی آمریکا امروز کسی به نام ریچاردهاس است که ریچارد هاس واضع نظریه جنگ مذهبی سی ساله بین داعش با بقیه جریانات اسلامی است که معتقدند که جنگ مذهبی 30 ساله‌ای از سال1394-1393 با پیشروی داعش به سمت عراق شروع شده و این جنگ مذهبی است. مثل جنگ مذهبی 30 ساله 400  پیش در اروپا که بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها بود در مسیحیت و مسیحیت را نابود کرد و اروپا را کلا به آتش کشید و بعد از آن مردم مسیحیت را برای همیشه کنار گذاشتند.

 یک جنگ مذهبی 30 ساله جدیدی بین شیعه و سنی شروع شده که حدود تقریبا 30 سال طول می‌کشد از 1394-1393 تا 1424 و بعد از این مرحله، ریچارد هاس می‌گوید که دیگر اثری از اسلام باقی نمی‌ماند. نسل بعد می‌آید می‌گوید خیره الله. کل اسلام را چه شیعی و سنی کنار بگذارید. دوره سکولاریزم شروع می‌شود. البته غرب مؤید این نظر است. کسینجر، آخرین کتابش را نوشت نظم دنیا و آنجا این را صحه گذاشت. برژینسکی هم همین کار را کرد، جان کری وزیر خارجه آمریکا هم این را در آذر پارسال تایید کرد. اخیرا هم یک مقام رژیم صهیونیستی این موضوع را صحه گذاشته است. ریچاردهاس و شورای روابط خارجی آمریکا یکی از این مجموعه‌ها است که برای جهان تصمیم می‌گیرند.

مجموعا وقتی شما هرم را نگاه کنید، در بحث هرم، بیلدربرگ، کمیسیون سه جانبه، باشگاه رم و مقوله‌ای است که الان تحت عنوان داووس شناخته می‌شود، این دولت جهانی وگلوبال، 6 هزار نفرشان هر سال جمع در داووس جمع می‌شوند و تصمیم‌های جهانی می‌گیرند. اعلامیه منتشر می‌کنند و می‌گویند تا سال دیگر چه اتفاق‌هایی باید بیفتد. تا ده سال دیگر چه اتفاق‌هایی باید بیفتد. همه هم رسمی منتشر می‌شود، یعنی به جای سازمان ملل تصمیم می‌گیرند، یک سازمان ملل در سایه است. یعنی سازمان ملل، بعضی چیزهایش در قوانین بین الملل می‌رود، همه رئیس دولت‌ها مجبور هستند هر سال به اجلاس داووس بروند و تصمیم‌هایی بگیرند.

 از این رو دوستان عنایت داشته باشند، یک دولت جهانی وجود دارد که یک سرش در بیلدربرگ، یک سرش در کمیسیون سه‌جانبه و یک سر آن در باشگاه رم و سر دیگرش در مجموعه اجلاس داووس است. اینها برای دنیا تصمیم می‌گیرند. تصمیماشان ظاهرا غیررسمی است، ولی اینها تاثیرگذارترین افراد مادی و معنوی نظام سلطه هستند.

کتاب ابرطبقه در مورد داووس ترجمه شده، کتاب باشگاه روم 20 سال پیش ترجمه شده، کتاب سه جانبه خواهی فکر می‌کنم تقریبا 23-25 سال پیش در اوایل دهه هفتاد ترجمه شده است. در مورد اینها متن فارسی وجود دارد، اگر به انگلیسی مسلط باشید، راحت‌تر می‌توانثد در فضای سایبر پیدا کنید.

دولت جهانی رسمی؛ دولت جهانی غیررسمی

 پس ما یک دولت جهانی داریم که این دولت جهانی ساخت غیر رسمی دارد و جهان را اداره می‌کند. از دولت جهانی به لایه دوم یعنی نظام جهانی می‌آییم، یعنی آن بحث نظام‌سازی که عرض کردم. در نظام جهانی ما یک مجموعه به نام سازمان ملل داریم، سازمان ملل برای اینکه کارش را انجام دهد، آن نهادهای اصلی تصمیم‌ساز جهانی، تصمیم‌گیر جهانی، یک سری نهادهای تصمیم‌ساز معروف در سطح کشورهای غربی دارند. انسیستوهای مختلفی که از این دست هست، یکی از اینها که مربوط به حوزه دموکرات‌هاست، ساوانسنتر است که به بروکینگز وصل است. انستیو بروکینز مهمترین مجموعه‌ای که برای آمریکا که دولت دموکرات است، دولت آقای اوباما تصمیم‌سازی می‌کند. نهادهای تصمیم‌سازی اصلی اینها نهادهایی هستند که آن نهادهای جریانات پشت پرده را می‌آورند در قالب تفکرات استراتژیک به یک ساز و کاری تبدیل می‌کنند و در جامعه نشر می‌‌دهند. اینها انگار آن مراکز تصمیم‌سازی حکومت‌ها ولی در سطح حکومت جهانی هستند. چون سازمان ملل متحد از خودش مرکز مطالعاتی ندارد.

 چه کسی برای سازمان ملل این فکرها را تولید می‌کند؟ این اندیشگرها. در ایران هم کارهای جامعه مدنی را اینها پیگیری می‌کردند.اُپن سوسایتی مجموعه‌ای است که آن بحث جامعه باز را دنبال می‌کنند، در ایران هم خیلی کار می‌کردند، اینها از جامعه تصمیم‌گیران جهانی می‌آیند و در جامعه تصمیم‌گیران تخصصی برای سازمان ملل قرار می‌گیرند.

 سازمان ملل متحد نظام جهانی است. نظامی جهانی است که غربی‌ها راه انداختند، سهم هر کسی را هم داده‌اند، 5 کشور در آن صاحب حق وتو هستند، مخالف نظرشان باشد وتو می‌کنند. به روسیه یک حقی داده شده، به فرانسه یک حقی داده شده، به چین یک حقی داده شده، به انگلستان یک حقی، به آمریکا هم یک حق، در نظام جهانی سازمان ملل تعداد زیادی نهاد دارد. یونیسف، یونیدو، ایکائو، یونسکو و مواردی که می‌شناسیم.  آژانس بین المللی انرژی اتمی، یکی از این نهادها هواپیمای جهانی است ایکائو، یکی خوار و بار جهانی است فائو حوزه کشاورزی دارد، یکی بانک جهانی است، یکی بهداشت جهانی است، یکی تجارت جهانی است، دبیلیو تی او، یکی حوزه‌های مختلفی که هر شب از تلویزیون می‌شنوید که مسئولیت‌هایی را در دنیا دارند و کارها را دنبال می‌کنند.

 اینها زیر نظر سازمان ملل هستند، ولی آمریکا در سال 2009 وقتی دکترین دفاعی‌اش را در نیروهای مسلحش منتشر کرد، اعلام کرد که زیر نظر سازمان ملل، زیر نظر ارتش آمریکا کار می‌کند. این خیلی مقوله مضحکی به نظر می‌رسد، یعنی ارتش آمریکا در هر منطقه‌ای از کره زمین عمل می‌کند، سازمان ملل در آنجا باید زیر نظر ارتش آمریکا اقدام کند.

جنگ سایبری را جدی نگرفته‌ایم

 گزارش دکترین نیروهای مسلح آمریکا در سال 2009 را که در فضای سایبر ببینید، این نقشه را نشان می دهد که وقتی یک سی ان او سی مثلا در منطقه خاورمیانه تشکیل می‌شود، فرمانده نظامی آمریکا می‌خواهد کل عملیات این منطقه را کنترل کند. در قضیه افغانستان، پاکستان، عراق، ایران، لبنان، فلسطین، قطر مرکزش در شهر دوحه قطر است، اسمش سنتگام است، در این سنتکام یعنی مرکز دوحه قطر که وجود دارد، سازمان ملل باید بیاید تابع این عمل کند که خیلی حیرت‌انگیز است.

 وقتی شما آن نمودار را ببینید می‌بینید که در سندی که آمریکایی‌ها منتشر کردند، سازمان ملل و حتی نهادهای ان جی اویی باید زیر نظر ارتش آمریکا عمل کنند. ذهنیتی که الان در دانشگاه‌های ما توسط استادان علوم انسانی و توسط مدیران جمهوری اسلامی و جامعه عمومی ما وجود دارد، این است که سازمان ملل یک حکومت جهانی است و دبیر کل سازمان ملل هم رئیس جمهور جهان است و همه آنجا یک حق رأی دارند.  ما هم آنجا می‌رویم، گله و شکایت می‌کنیم و کارهایمان حل می‌شود.

 در صورتی که در سی ام او سی که در دکترین دفاعی امنیت ملی آمریکا تهیه شده، دکترین نظامی‌اش، می‌گوید نه سازمان ملل زیر نظر ارتش آمریکا عمل می‌کند، نه زیر نظر دولت آمریکا. اگر این ذهنیت را شما نداشته باشید، این اطلاعات را نداشته باشید، وقتی می‌روید با آژانس مذاکره کنید، آژانس اتمی زیر نظر سازمان ملل، همه اطلاعات کشور را به او می‌دهید، بعد می‌بینید یک گوشه از  اطلاعات کشور را آسوشیتدپرس منتشر می‌کند، بعد اینجا مسئولان انرژی اتمی ما اعتراض می‌کنند چرا این بخش اطلاعات منتشر شد؟ چون یک دولت جهانی وجود دارد که مسئول است، نه اینها وابسته به خود غرب هستند و همه جاسوس هستند، اینها اینجا می‌آیند که اطلاعات شما را بگیرند.

 گزارش سی ان او سی را اگر شما ببینید، به سادگی حتی می‌گوید که ان جی او ها هم زیر نظر ارتش آمریکا باید بیایند عمل کنند. هر کسی چنین شناختی از این اسناد استراتژیک غرب داشته باشد، دیگر هیچ وقت به یونسکو در کشور خودش میدان نمی‌دهد که یونسکو بیاید ترکتازی کند. هیچ وقت به سازمان ایکائو، سازمان فائو، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، بهداشت جهانی اجازه نمی‌دهد، چون اینها تمام نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند که کار را دنبال می‌کند.

مستند «روزهای صفر»

 اخیرا یک فیلم مستند یک ساعت و 54 دقیقه‌ای به نام روزهای صفر منتشر شده است. این فیلم که شیوه حمله ویروس استاکس‌نت به تاسیسات اتمی ایران در سال 1388 و 1389 و تخریب گسترده سانتریفوژها در نیروگاه نطنز را نشان می‌دهد  بزرگترین عملیات تروریستی سایبر در جهان محسوب می شود.

 این مستند یک ماه است آمده، یک مسئله‌ای که رسما صراحتا می‌گوید ساختار ملی شما مورد هجوم واقع شده بود، حالا غیر از اینکه خبر داده دانشمندان اتمی را شهید کردند، هواپیمای نظامی در مجموعه نیروی هوا و فضای سپاه فرستادند، آن هواپیمای را نشاندند یا اقدامات دیگر تحریم‌های اقتصادی و … یکی هم عملیات گسترده سایبرناتیک بوده، یک ساعت و 54 دقیقه، در این فیلم مستند، روسای سی آی ای، ان اس ای و سازمان‌های مختلف می‌آیند می‌نشینند و می‌گویند این کار را آمریکا علیه ایران انجام داده و بعد می‌گویند عملیات نیتروزئوس در پیش است و ایران در آینده تهدیدهای خطرناک تر سایبری دارد.

 کسانی که از سازمان ملل آمدند را نشان می‌دهد. فلانی 10 سال اینجا برای بازرسی می‌آمد. بعد به مسخره، می‌گویند چند بار نطنز رفتید، می‌گوید خیلی زیاد، من بارها نطنز رفتم، کل اطلاعات را جلوی دوربین راحت می‌گوید. یعنی شما تصور می‌کنید آقا ما یک جایی را بردیم زیر کوه، زیر خروارها خاک درست کردیم، مردم خودمان نیایند ببینید، دولتمردان نبینند، یک جای مخفی سری، بعد جاسوسان آمریکایی زیر نظر آژانس به آنجا می‌روند و بعد اطلاعات دانشمندان را می‌دهید و آنها همین اطلاعات را به موساد می‌‌دهند، موساد می آید دانشمندانتان را ترور می‌کند.

ملتی که نتواند هوشیار باشد، دوست را از دشمن تشخیص بدهد، به جایی به نام سازمان ملل ، اعتماد بی‌جا کند ، این ملت هواپیمای دشمن تا فراز تاسیسات اتمی‌اش می‌آید، دانشمندانش در خیابان تهران ترور می‌شوند، ویروس استاکس‌نت می‌فرستند از طریق پی ال سی‌ها سیستم را نابود می‌کنند، تحریمش می‌کنند، هزار نوع فشار می‌آورند، وادارش می‌کنند که بیاید پای میز مذاکره بنشیند و همه چیز را پای میز مذاکره از او می‌گیرند.

ملتی که خام بشود، استادان دانشگاه‌هایش و مدیران حکومتش به بیگانه امید ببندند، یعنی به سازمان ملل امید ببندند، ذهنیت نسبت به سازمان ملل نداشته باشند. صدبار از این سازمان ملل خوردند، هنوز هم می‌گویند ما باید تابع نظام جهانی باشیم، حالا وقتی داخل کشور با او صحبت می‌کنید، مخالف حکومت است، یعنی من باحکومت جمهوری اسلامی مخالفم، مخالف دولتم، مخالف مجلس هستم، مخالف اسلام هستم، مخالف قانون اساسی هستم، اما به سازمان ملل که می‌رسد، می‌گوید سازمان ملل یک نظام جهانی است، ما که نمی‌توانیم ضد سازمان ملل باشیم. شما اگر راست می‌گویید اول قانون داخل کشور خودتان را قبول کنید، اگر قبول دارید داخل کشور خودتان قانونی وجود دارد، دولتی وجود دارد، نظامی وجود دارد. شما این را قبول ندارید، مثلا می‌گویید اسلام این است5 نظام آن است، همه چیز را زیر سوال می‌برید، بعد به نظام جهانی که می‌رسد، به دیکتاتوری بین‌المللی تن در می‌دهید.

نتیجه‌اش این می‌شود که این حس به شما دست نمی‌دهد که یک کسی به شما ظلم کرد و دانشمند اتمی شما را ترور کرد. این حس به شما دست نمی‌دهد که کسی به کشور شما تجاوز نظامی کرده، هواپیمایش به وسط کویر آمده، نیروی هوافضا آن را گرفته و نشانده است یا کماندوهایش در آبهای بین‌المللی شما آمدند و نیروی دریایی آنها را گرفته است.

چرا با آمریکا مشکل داریم؟

 حس اینکه که او دشمن است به شما دست نمی‌دهد. بعد شما می‌گویید چرا شما با آمریکا مشکل دارید. آقا اگر ما در آب‌های بین‌المللی آمریکا رفته بودیم یا هواپیمای ما بالای سر خاک آمریکا می‌رفت، آمریکا چه صدایی می‌کرد؟ اگر یک ویروسی ما فرستاده بودیم، سیستم زیرساخت‌های اصلی اتمی آمریکا را نابود می‌کرد، آمریکا چه برخوردی در دنیا می‌کرد؟ این حس را می‌آید از جامعه می‌گیرد، آقا چرا شما با دنیا سر جنگ دارید؟ هواپیمای آنها به اینجا آمده، ما رفتیم در آبهای بین المللی آنها یا آنها به آب‌های بین‌المللی ما آمدند؟ ما ویروس استاکس‌نت را فرستادیم، ویروس دولتی‌ساز، نه این هکرهای معمولی، هکرهای به اصطلاح دولت و ملت است.

پس آمریکایی‌ها همانطور که در هیروشیما و ناکازاکی از خودشان چهره قهرمان ولی منفور ساختند، در قضایای اتمی، در قضایای هسته‌ای، سایبرناتیک هم تنها کشوری هستند که بزرگترین عملیات تروریستی جهانی سایبر را رقم زدند که نزدیک به 7-8-10 میلیارد دلار به ایران خسارت زد.

 خودشان می‌گویند که گزارش کارشناسان و بازرسان آژانس از نطنز این بود که یک سال انرژی اتمی ایران عقب افتاد و ایرانی‌ها نفهمیده بودند که از کجا خوردند. همیشه مسئولان و مهندسان آنها را بیرون می‌ریختند، فکر می‌کردند آنها دارند خرابکاری می‌کنند. ایرانی‌ها نمی فهمیدند که از کجا ضربه خوردند.

این فیلم را باید یک ماه پیش تلویزیون ما پخش می کرد. کارشناسان می نشستند، بحث می‌کردند، حقوق‌دان‌ها می‌نشستند درخواست خسارت می‌کردند، چون می‌گوید سازمان متبوع انگلیس بوده، صهیونیستی بود، سازمان آمریکا بوده،  سازمان ان اس ای، زیر و روی قانون را به هم می‌ریزد، بعد بلند می‌شوند می‌آیند اعتماد می‌کنند. کسی که به دشمنش اعتماد کند و فضای جامعه‌اش فضای این چنینی بگیرد، این بلا سرش می‌آید.

پس ببینید یک ابرطبقه وجود دارد که هیچ نظام رسمی جهانی نیست، اما به دنیا حکومت می‌کند. رئیس جمهور مملکت شما مجبور می‌شود برود در اجلاس داووس گزارش اقتصادی بدهد، بگوید تو را خدا بزرگان جهان بیایید کشور من را بسازید. رسما شما کسانی را دارید در این مملکت که مسافر ساده در آنجا هستند، در دانشگاه شهید بهشتی هستند، جای دیگر هستند. درست در چنین شرایطی یک دولت غیررسمی وجود دارد، با رأی جهانی سر کار آمده، اینهایی که در ایران ادعای دموکراسی می‌کنند، حالا هر کسی یک رأی لحاظ شده است. آیا 7 میلیارد جمعیت کره زمین رأی داده‌اند که اینها سران جهان شوند؟ پس یک دولت غیرقانونی نامشروع جهانی است،به نام ابرطبقه، نظامش چی؟

 نظام تصمیم سازی‌اش هم مجلسی است که قانون را تصویب کنند. یکسری اندیشکده هستند، یک فکرهایی را بیرون می‌دهند، حالا یک بار یک کسی می‌نشیند در مثلا شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید جنگ مذهبی 30 ساله است، به کشورهای عربی منطقه و ترکیه و اروپا و آمریکا  کد می‌دهد. یک روز اسمش القاعده بود، شد داعش و داعش بدنام می‌شود می‌گوید یک اسم دیگر روی آن بگذارید، بعد عوض می‌شود. سی سال باید شیعه و سنی را اینجا به جان هم بیندازید تا اسلام نابود شود. بینید در هیچ مجلسی قانون نشده، ولی تصمیم جهانی است و اجرا می‌شود.

حالا یک لایه پایین‌تر، می‌آیید در سیستم سازمان ملل، آژانس بین المللی انرژی اتمی، سازمان ملل به عنوان جاسوس به اینجا می‌آید، اطلاعات انرژی اتمی شما را می‌برد، شما هم در دلتان را باز می‌کنید. من بارها در شورای کلان کشور دیدم، یک خارجی که از این سازمان ملل بیاید، هست و نیست مملکت را روی میز می‌گذارند و دستش می‌‌دهند.

سازمان قاچاق مواد مخدر را چه کسی مدیریت می‌کند؟

برای قضیه مواد مخدر می‌آیند، سی آی ای خودش در کتاب جنگ جهانی چهارم خود دومارانچ رئیس اطلاعات فرانسه می‌گوید، رفتم به رئیس جمهور آمریکا گفتم این مواد مخدر در افغانستان بگذارید آنجا ما یک گروه‌های تروریستی ایجاد می کنیم، شوروی را عاجز می‌کنیم، مواد مخدر را سی آی ای آمریکا با کمک سرویس اطلاعات فرانسه صادر می‌کند. این کتاب 25 سال پیش در ایران ترجمه شده، جنگ جهانی چهارم که انتشارات روزنامه اطلاعات ترجمه کرده است. خودشان می‌گویند اینها رفتند این سیستم طالبان و القاعده را ایجاد کردند به جان شوروی بیندازند با مواد مخدر، با پول مواد مخدر، می‌گوید ریمن وقتی این جمله به او گفته شد خودش در خاطراتش می‌گوید، می‌گوید ریمن سرش صوت کشید گفت تو دیگر چه جانوری هستی؟ می گوید به او گفتند مواد مخدری که شما این طرف و آن طرف پخش می کنید، چه کار می کنید، گفت بده ما بریزیم آنجا و سربازان شوروی را نابود کنیم.

 اینها روی کره زمین فساد می‌کنند. بعد از سازمان ملل مامورین امنیتی و اطلاعاتی در قالب یک مشت آدم‌های موبلند، چشم آبی، کرواتی، یک کارت هم به سینه‌شان زدند، می‌آیند ببینند شما خوب شکست خوردید یا نه، آقا ما در وزارت کشور و نیروی انتظامی هست و نیست اطلاعات مبارزه با مواد مخدر را دست آنها می‌دهیم، می‌رویم مرزهای سیستان و بلوچستان نشان می‌دهیم، کشفیات  و آمارها را می‌دهیم.

 آنها می‌گویند خیلی خوب شد، بگذارید یک طور دیگر از این طرف می‌آیند در قضیه مرکز آمار ایران، قضیه جمعیتی، دردانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، یک همایشی زیر نظر سازمان ملل در بحث جمعیتی برگزار می‌شود، بعد سی آی ای گزارش 2015، هر چیزی را منتشر می‌کند آمارش از وضعیت ایران دقیق تر است، یعنی گزارشی که به رهبری ایران داده‌اند و خود مقام معظم رهبری  در دانشگاه بجنورد گفت در این قضیه جمعیت من هم مقصر هستم، شیر را باز گذاشته بودیم، یادمان رفت ببندیم. کاهش جمعیت این طوری شده، کشور دارد پیر می‌شود این را ایشان در سال 1389-1390 فرمود. 1387گزارش 2015 سازمان سی آی ای دقیق‌ترین گزارشی که به مقام معظم رهبری داده بودند، منتشر کرده بود.

 من سر کلاس های خودم در دانشگاه تهران اینها را نشان دادم، آن روز گفتم نگاه کنید این گزارش 2015 آمریکایی‌هاست آن روز دارد می‌گوید جمعیت ایران به سرعت دارد کاهش پیدا می‌کند، پیر می‌شود، از کجا این را گفت؟  همین دفتر سازمان ملل در تهران جلساتی که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می‌شود با سیستم جمعیت شناسی، کتاب‌های آبی رنگی چاپ می‌کنند، آرم دانشگاه تهران روی آن هست، آرم دفتر سازمان ملل است. آقا دفتر سازمان ملل است، نهاد معتبر جهانی هر چه مقاله دانشجویان علوم اجتماعی و استادان علوم اجتماعی در زمینه جمعیت شناسی دارند به اینها می‌دهند، شما اگر یک سیستم جاسوسی را داشته باشید، مثلا وزارت اطلاعات ایران بخواهد وضعیت جمعیتی آمریکا را بگیرد، اطلاعات جمعیتی کلمبیا را بگیرد،اطلاعات جمعیتی آرژانتین را بگیرد، اطلاعات جمعیتی چین را بگیرد، از این بهتر که یک کسی آنجا می‌رود، کت و شلواری می‌نشیند، با پول بیت‌المال مسلمان، آمار هست و نیست جمعیتی کشور را به آنها می‌دهد.آنها می‌گویند خب این کشور در 20 سال آینده این طوری می‌شود. بعد سی آی ای گزارشش را قبل ازرهبر ایران می‌دهد. بابت چه است؟ بابت این است که شما به سازمان ملل اعتماد می‌کنید.

مواد غذایی تراریخته و بی‌خیالی دولت

در قضیه خوار و بار، فائو و کشاورزی، الان دعوای غذای تراریخته ، مواد غذایی تراریخته، میوه‌ها و غیره وجود دارد. در اجلاس ایالات متحده نمی‌گذارند این قضایا بسط پیدا کنند، آن وقت در ایران فعلا دعوا وجود دارند، آن وقت کسانی که از این قضیه دفاع می‌کنند می‌روند آن طرف دنیا جایزه‌هایشان را می‌گیرند، بعد می‌گویند آقای دکتر فلانی در حوزه جمعیت شناسی دارای جایزه فلان از مواد بین‌المللی فلان، بعد شما می‌گویید به به، این خیلی مهم است، این رفته آن طرف دنیا از آن دانشگاه‌ها جایزه گرفته است. این جا سرجاسوس ، جاسوس ارشد است، خودش هم نمی‌داند که بی‌جیره و مواجب آمار و ارقام و اطلاعات کشاورزی را ، اطلاعات جمعیتی، سیاسی، اجتماعی، فقر، ازدواج، بیماری‌ها همه چیز مملکتش را برده و دست دشمن داده است.

 مثل اینکه سازمان انرژی اتمی اطلاعات کشور را دست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌دهد و می‌گوید این نهاد بین‌المللی است! در این فیلم مستند جلوی دورربین می‌گوید من در ژاپن، استرالیا، در نیروگاه اتمی فلان کشور بودم، نطنز هم می‌رفتم، این طوری بود، بعد اطلاعاتش را می‌دهد. بعد می گویند، این طوری نیست که بشکن زده باشند ساخته شده باشد، این ها طی یک پروسه‌ای به اینجا رسیدند، کارشان خیلی حیرت‌انگیز بوده است. این اطلاعات را دادیم و رفته، آن وقت مسئولان انرژی اتمی ما می‌آیند می گویند مسئولیت اطلاعات دست آژانس است، نگران هستیم بقیه آن منتشر شود. بخشی از محرمانه‌ای که مردم نامحرم بودند بدانند، مجلس نامحرم بوده بداند، فقط آژانس خبر داشته است، این دیگر چطور کشورداری است؟ ما نامحرم هستیم، عباسی بداند نامحرم است، شما دانشجوها نامحرمید، مجلس نامحرم است، امام جمعه‌ها نامحرم هستند، استادان دانشگاه‌ها نامحرم هستند، سرنوشت ما است، می‌روند پای میز مذاکره می‌نشینند، قراردادهایی می‌بندند، نمی‌گویند که چه چیزی بستند، بعد می‌گویند سران نظام در جریان هستند. سران نظام هم رهبری می‌آید می‌گوید من فقط در این قسمت کردم، نه خی،ر سران نظام، آقا اطلاعات منتشری می‌شود، بعد همه کسانی که درگیر مسائل هسته‌ای بودند داخل کشور می‌گویند آن چیزی که خبرگزاری‌ها منتشر کرده‌اند که اینجا نبوده، آن وقت سخنگوی مربوطه می‌آید می‌گوید امیدواریم که آژانس اجازه ندهد بقیه این اطلاعات ندهد منتشر شود. آژانس می‌گوید درز از طرف ما نبوده، یک جای دیگری درز کرده است.

یک باوری به سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی وجود دارد، این باور را باید پودرش کرد، او می‌گوید یک دولت جهانی غیر رسمی وجود دارد. چه کسانی طرفدار آن دولت هستند؟ کسانی که در این مملکت داد دموکراسی‌خواهی می‌زنند. می‌گویند آقا هر کسی یک رأی، اگر اعتقاد دارید هر کسی یک رأی، داخل هر کشور، در سطح جهانی هم اعتقاد به دموکراسی جهانی داشته باشید. جریان موسوم به داووس و موارد دیگر و اینها چه اجازه‌ای دارند جهان را اداره کنند، اینها با مجوز چه کسی آقای جهان شده‌اند؟ با مجوز چه کسی دولت جهانی شده‌اند؟ که فلان استاد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی بلند شود و به آنجا برود و وقتی برمی‌گردد در دانشگاه شهید بهشتی، دموکراسی درس می‌دهد و می‌گوید ایران که دموکراسی نیست.

دموکراسی این است که مثلا در آمریکا و انگلیس است، پذیرش دیکتاتوری جهانی در قالب اجلاس داووس، در قالب بیلدربرگ، در قالب کمیسیون سه جانبه، در قالب باشگاه روم، در قالب نهادهای این چنینی و تن در دادن به اینها شما، نگاه کنید رئیس بانک مرکزی ایران بعد از اینکه دید هیچ اتفاقی نفتاده، بلند شد 14 هزار کیلومتر پرواز کرد رفت آنجا، رفت کجا؟ رفت در شورای روابط خارجی ایالات متحده در سازمان همین آقای ریچارد هاس، نشست آنجا گفت هیچ اتفاقی نفتاده، معاون وزارت خزانه‌داری و معاون وزیر خارجه آمریکا آمدند در تلویزیون آمریکا در سی ان ان گفتند که ما قول نداده بودیم یوترن را برداریم، این دوربرگردان در سیستم مالی بین ایران و آمریکا بود، این یوترن را در برجام قول نداده بودیم برداریم. چرا رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی باید برود در شورای روابط خارجی آمریکا سخنرانی کند بگوید به خدا هیچ اتفاقی نیفتاده؟ در شورای روابط خارجی یعنی رئیس بانک مرکزی ایران نمی‌رود از سازمان ملل مطالبه کند، نمی‌رود از کاخ سفید مطالبه کند، به شورای روابط خارجی آمریکا می‌رود و از آنها می‌پرسد، آقا به خدا هیچ اتفاقی بعد از برجام نیفتاده است،  یک کاری کنید، یک گشایشی، یک فرجی، آنجایی که بعضی روسای دولت جمهوری اسلامی بلند می‌شوند و به اجلاس داووس می‌روند سخنرانی می‌کنند، التماس می‌کنند، خیلی زشت است.

دانشگاه خواب است

هیچ استاد دانشگاهی صدایش در نمی‌آید، هیچ تشکل دانشجویی حواسش نیست، چه کسی گفته ما باید قیمومیت و سرپرستی اجلاس داووس را بپذیریم؟ چه کسی گفته اجلاس داووس یک نهاد بین‌المللی است و ما باید به خواسته‌های آن تن در دهیم؟ چه کسی گفته ما باید برویم مشکلاتمان را در شورای روابط خارجی آمریکا مطرح کنیم؟ چون مدیر و مسئول ما نمی‌شناسد، اینها را مطلق و قطعی فرض می‌کند، می‌گویند اینها از طرف خدا مأمور هستند، اصل هستند، ولی ما زیر سوال هستیم.

پس نهادهای وابسته به سازمان ملل، نهادهای مخربی هستند که اگر با سازمان‌های امنیتی آشنا باشید. سازمان امنیتی افرادش را به این نهادها می‌فرستند. آنجا افراد موجه می‌شوند، نظامی‌ها و اطلاعاتی‌ها و غیره، وارد کشورهایی مثل کشورهای شما می‌شوند، اطلاعات شما را می‌برند. از اینجا بود که رهبری مقوله نفوذ را مطرح فرمود که 10 نوع نفوذ وجود دارد و نفوذ شبکه‌ای کلیدی‌ترین آن است.

 بحث نظام تصمیم‌سازی جهانی، اندیشکده‌ها و نظام ثانوی و تصمیم‌سازی جهانی که می‌آید می‌شود سازمان ملل با شورای امنیت سازمان ملل در آی ام اف صندوق ملی پول، بانک جهانی ایکائو، بهداشت جهانی، یونسکو، مجمع عمومی، حالا 70-60 تا کشور مثل ایران یک رأی‌هایی هم می‌دهند. به جایی بر نمی‌خورد. اگر رأی مخالف 5 کشور باشد، یکی از آن 5 کشور وتو می‌کند، کسانی که ادعای دموکراسی‌خواهی می‌کنند، چرا به دیکتاتوری تن در می‌‌دهند و به آنها باج می‌‌دهند؟ چرا ما از آنها هیچ وقت، هیچ چیزی علیه دیکتاتوری حق وتوی 5 کشور ظالم چین، روسیه، فرانسه، انگلیس و آمریکا نشنیده‌ایم، فقط داخل کشور می‌توانند در مورد دموکراسی حرف بزنند، اما به مردم بین‌المللی که می‌رسند، نهادهای غیررسمی را به عنوان یک ساختار قدرت می‌پذیرند.

پس لایه اول دولت جهانی بود، لایه دوم نظام جهانی سازمان ملل، لایه سوم ملت جهانی، ملت جهانی می‌شوند تک روی کشورها، حالا در لایه سوم دیگر تک تک کشورها هستند که در قالب سرمایه اجتماعی، مادی، انسانی و … شناخته می‌شوند، این دولت‌سازی جهانی، ملت‌سازی جهانی و نظام‌سازی جهانی

ایران چون از این پروسه بیرون است، محور شر است و ایران پروجکت پروژه‌ای است که می‌گوید ایران باید به این چارچوب برگردد ببینید بعد از برجام چه می‌گویند، مدام رئیس جمهور آمریکا و دیگران بعد از برجام چه می‌گویند. ایران دارد به جامعه بین الملل برمی‌گردد، جامعه بین‌الملل یکسری نگرانی‌ها از ایران داشت، رفع شد. جهان بعد از برجام امن‌تر شد، برای چه کسی امن‌تر شد؟ برای صاحبان زر، زور و تزیور در نظام سلطه جهانی. این هرم که هرم شیطان است، این هرم که هرم کفر است، این هرم که تحققش نابودی ملت یمن، سوریه، بحرین، افغانستان، عراق، فلسطین و جاهای دیگر بوده است. اینها خودشان را آقای جهان می‌دانند، تن در دادن به این، یعنی تن در دادن به ظلم جهانی. جهاد کبیر یعنی اینکه تبعیت نکردن از کفار در این چهار لایه.

قرار نیست از کفار تبعیت کنیم

قرار نیست ما از کفار تبعیت کنیم، سازمان ملل است، خب باشد، نهاد بین‌المللی است، خب باشد بی‌خود کرده، از کجا این زور و قدرت را آورده؟ آقا مگر می‌شود با سیستم سلطه درافتاد؟ چهار تا پاسدار عادی با دو تا قایق، واحد ویژه کماندوهای اصلی نیروی دریایی آمریکا را گرفتند، این دو تا قایق آمدند، با فاصله 40 دقیقه هواپیمای اینها در منطقه بود، یک ناو آرایش رزمی دورش هستند، یک ارتش متقدر دریایی آنجا بود، 4 نفر رفتند گوش اینها را گرفتند و آوردند. آنها هم مرتب هشدار دادند می‌زنیم، بمباران می‌کنیم، هواپیمایشان را بلند کردند، سر و صدا، آوردن آنها را زانو بزنند، زانو زدند، جلوی دوربین گریه کردند . سر آن دختر چفیه کردند و چلوکباب و آب دوغ برای آنها گذاشتند، در جزیره فارسی اندازه زمین فوتبال، یعنی آن هلیکوپتر وارد جزیره فارسی می‌شود اندازه زمین فوتبال است، اینقدر کوچک است وسطش بایستید، بچرخید، اطرافتان آب است.

 وزیر خارجه آمریکا پشت خط است، وزیر خارجه ایران گوشی دستش، فرمانده نیروی دریایی، آقا تو را خدا آزاد کنید، الان چشم، می‌برند آقا تو را خدا باید این سلسله مراتب را رعایت کنید، باید به آقا بگویید، آقا به ستاد کل بگوید، ستاد کل به فرماندهی کل سپاه، فرمانده سپاه به نیروی دریایی بگوید، این طوری نمی‌شود که شما مستقیم به من زنگ زده‌اید، او پشت خط است، چرا؟ چون چون می‌ترسند، در و دیوار دانشگاه‌های آنجا را دیده‌اند، زرق و برق قدرت بین‌المللی را دیده‌اند.

 ایمان وقتی ضعیف باشد، در دشمن شما بزرگی می بینید. ولی وقتی ایمانت قوی بود، آن را ریز می بینید. می‌روید گوش کماندوی آنها را می‌گیرد و می‌آورید. هیچ کجای دنیا آمریکایی را ننشانده بودند زانو بزند به او بگویند دستت را بگذار پشت گردنت. چه کسی؟ خبرنگار عادی‌اش که می‌گویند داعش سرش را برید، کماندوی آمریکایی، اسلحه دستش گرفت، پشت سرش ناو هواپیمابر و یک گروه دیگر رزم ناو بوده فرستاد چین و روسیه 48 ساعت التماس می‌کردند تو رو خدا بگذارید ما برویم هواپیمای آر کیو را ببینیم. هواپیما رادارگریز است، استیلیز است، چه طوری خدا عنایت کرده شما این را گرفتید و نشاندید. ملتی که اعتقادات این چنینی دارد، چهار تا جوانش را زیر نظر قاسم سلیمانی در سوریه، در عراق فرستاده است.

حلب دارد از دست تروریست‌ها در می‌آید و حلب مهمترین شهر آنجاست که امروز تازه شیمیایی استفاده کرده، آنکه شیمیایی استفاده می‌کند از نظر آمریکا و سازمان ملل منفی نیست، امروز وزارت بهداشت یمن اعلام کرده تعداد کودکانی که کشته شده در طول این 18 ماهی که دارند آنجا بمباران را می‌کنند، عربستان تهدید کرده به سازمان ملل، به گزارش توجه کنید بودجه‌ات را قطع می کنم، سازمان مللی که سیاستش را آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها می‌دهند، بودجه‌اش را عربستان می‌دهد، این سازمان ملل اعتماد کردن دارد؟ انسان عقل داشته باشد، به این سازمان ملل اعتماد می‌کند؟عربستان، رسما اعلام کرده که بودجه‌ات را قطع می‌کنم اگر خواسته باشید راجع به کودک‌کشی موضع بگیرید.

سازمان ملل که پول نفت، شیوخ مرتجع عرب منطقه او را می‌خرند. آمریکا هم سیاست‌هایش را اعمال می‌کند، یا عاقل اگر باشند، باید آمار و ارقام و اطلاعات کشور را دست اینها بدهند؟ می‌گویند ایران بیرون از این چرخ است، ایران در منطقه نمی‌گذارد ما به کارمان برسیم، نمی گذارد ما هر غلطی می‌خواهیم بکنیم، پس ایران محور شرارت است، .

ترامپ می‌گوید چه کسی اجازه داد ایران کماندوهای ما را بگیرد؟ ما تحقیر شدیم. یک موقع آمریکا اول انقلاب گفت ایران ما را تحقیر کرده است، مرحوم شهید بهشتی فرمود تازه این اول کار است. امام فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. اما چرا آمریکا غلط‌هایی می‌تواند بکند؟ چون بعضی‌ها در داخل کشور مرعوب  و زمینه‌ساز این قضیه هستند، آمریکا برایشان بزرگ است.

هر کس از سازمان ملل آمد، جاسوس است

 حالا ایران پروجکت چه پروژه‌ای است؟ راکفلر قبل از انقلاب دوست نزدیک شاه بود، بعد از انقلاب، انصار و گروه‌هایش پای کار آمدند و گفتند این جمهوری اسلامی باید رژیم چنج بشود، تغییر کند، حکومت و رژیمی در آن بیاید که با غرب هماهنگ باشد.  یک گروهی ارتباط گرفتند، روش‌شان دو زاویه دارد، یکی از طریق سازمان ملل است، یکی از طریق ترک2 است، پس سازمان ملل کانال رسمی و قانونی حقوق بین‌الملل برای نفوذ در کشوری مثل ایران است.

همیشه به مدیران سازمان‌های مختلف کشور گفتم، به شما جوان‌ها هم می‌گویم هر گاه کسی از طرف سازمان ملل آمد، باور کنید که جاسوس سرویس‌های امنیتی غربی، آمریکایی و اروپایی است، مگر خلافش ثابت شود. اعتماد نکنید، هر کسی کشور خودش را می‌خواهد، آینده سرزمین و فرزندان خودش را می‌خواهد، شرف و غیرت ملی‌ش را می‌خواهد، به سازمان ملل و سازمان ملل جماعت اعتماد نکنید. هر احمقی در طول 80-70 سال گذشته در این مملکت اعتماد کرده، چوب آن را خورده است، از جمله در دوره‌های اخیر چوب آن را خورده است.

مرحوم مصدق اعتماد کرد، چه طوری او را زمین زدند؟ خیلی‌ها اعتماد کردند، سازمان ملل سازمان حق توحش است، سازمان حق وتو است، حق وتو یعنی حق توحش. این نکته کلیدی، پس برای ایران پروجکت دو لایه دارند، یک لایه این است که از طریق نهادهای سازمان ملل ایران را تخلیه، نابود و مهار کنند، یک لایه دیگرش ترک 2 است، ترک یک همین حرکت مستقیم و موازی بین دپیلماسی ایران و 1+5 است که رهبر معظم انقلاب فرمود فقط در قضیه هسته‌ای با آمریکا مذاکره می‌کنیم، در هیچ حوزه‌ای نباید مذاکره کرد، سَم مهلک و خسارت محض است. حکم حکومتی می‌شود.

دو کلمه استراتژیک ایشان فرمودند. بخش دیگرش، البته می‌روند روی بخش‌های دیگر مذاکره می‌کنند به هیچ جایی نمی‌رسند. رسمیت ندارد، هر قدر بخواهند چهره آمریکا را در این مملکت بزک کنند، گنده‌تر از آمریکا که سازمان ملل می‌شود، ما صبح تا شب کف جامعه چهره‌اش را برای مردم افشا و روشن می‌کنیم.

اگر این مملکت 7 هزار سال روی پا مانده، اگر در جنگ‌های مختلف با غرب روی پا مانده،، بعد از اسلام روی پا مانده، منشاء اصلی اسلام، انتشارش در جهان است، این مملکت مقوله ساده و ارزانی نیست که کسی بتواند آن را به یکسری قراردادها، حرف‌ها و مذاکرات بفروشد و یک گزاره دیگری هم داشته باشد و حرف رهبر  مملکت را هم گوش نکنیم. سازمان ملل بی‌آبروتر از آن است که بتواند بیاید در ایران تاثیر این چنینی بگذارد.

لایه دوم «ایران پروجکت»

 پس این دو لایه انجام شد. ترک دو، یک تشکیلاتی هستند به نام شورای روابط مربوطه ایران و آمریکا ، یک جانوری است به نام تریتا فارسی، وصل به بعضی از عناصر لیبرال داخل کشور است، اینها یک خواب‌هایی دیده‌اند، اشراف اطلاعاتی نظام روی اینها زیاد است، ماموریت حسب قانون به سرویس اطلاعاتی سپاه سپرده شده، بعضی از اینها را دستگیر کردند، اشراف اطلاعاتی روی این قضیه دارند، بیشتر هم ضرورت ندارد توضیح دهیم. برای اینکه معلوم می‌شوند با چه کسانی بلند می‌شوند و با چه کسانی می‌نشینند. خبر داریم که کجا چه چیزهایی گفتند و بعضی‌ها نشت کرد، بعضی ها درز کرد و بیرون آمد، اشراف جامعه‌ای وجود دارد به اینکه هم در درون سیستم چه کسانی با آنها ارتباط دارند، چه کسانی دارند چه کار می‌کنند، چه وضعیتی وجود دارد. ترک 2 که بعضی از اجزای کوچکش در تلویزیون در برنامه ثریا پخش شد، بعضی از اجزایی است که پول و بودجه‌شان را راکفلر می‌دهد.

 دختر دیک چنی، معاون اول جورج بوش پسر در دبی و در جاهای دیگر مجلسی برای اینها داشت، بعضی از این جوان‌هایی که در فضای سایبر بودند، کار رسانه‌ای  می‌کردند، اینها را جذب کردند، آموزش‌هایی دادند و برگرداندند. بنیاد برومند دو سه نفر از جاسوسانش را ایران فرستاد. هاله اسفندیاری که وزارت اطلاعات او را گرفت. بعد هم آزاد شد. کسی به نام کیان تاجبخش این کتاب را آنجا نوشته بود به نام آرمان شهر، سیستم ساختار ان جی او سازی، این کتاب در ایران در دوره اصلاحات ترجمه شد. این فرد در 1386 به اینجا آمد، سرویس اطلاعاتی کشور دستگیرش کرد، کارش زمینه‌سازی برای ان جی او سازی بود، آزاد شد و رفت، بلافاصله در قضیه ماجرای 88 آمد دوباره دستگیر شد و جلسه محاکمه‌اش را در تلویزیون نشان داد.

 اینها کسانی هستند که از بنیاد برومند و NED می‌آمدند، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و … عوامل نفوذی این طرف بودند. اگر یک سری به بیلدربرگ بزنید، به وب سایتش و جستجو کنید بعضی از مدیران دولت فعلی، بعضی از روسای جمهور قبلی اینها مخفیانه به اجلاس بیلدربرگ رفتند و نشست و برخاست‌هایی داشتند که در فضای سایبر اطلاعات و لیستشان هست، مشخصا در بیلدربرگ بعضی از استادان دانشگاه شهید بهشتی می‌روند و می‌آیند که خبر دقیق آن وجود دارد. سرویس های اطلاعاتی کشور اشراف دارند.

اینها در مجمع تشخیص سر و سری دارند، پرسه می‌زنند، در اجلاس داووس دلالی می‌کنند، رئیس جمهور را به عنوان دلال آنجا می‌برند و می‌آورند، خجالت هم می‌کشند بگویند استاد دانشگاه شهید بهشتی هستند، وقتی که داووس می‌روند تلویزیون آنجا زیر اسمشان می‌نویسد استاد روابط بین الملل در دانشگاه ملی! قبل از انقلاب اسم دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه ملی بوده وآنجا می‌روند، یعنی اینها اصلا اعتقاد ندارند که 38-37 سال است در مملکت انقلاب شده است.  شهید بهشتی بوده، بعد شهید بهشتی شهید شده، اسمش را روی دانشگاه گذاشته‌اند. بالاخره نفوذی هستند، نفوذی که شاخ و دم ندارد.

لیبرال‌های اصلاحات الان کجا هستند؟

 اما به هر جهت عنایت داشته باشند دوستان در ایران پروجکت این دو تا خط هم‌زمان دارد دنبال می‌شود. من البته در یک وقت مقتضی یک مقداری که کار از نظر اشراف اطلاعاتی جلوتر برود، امکان طرح بعضی از مسائلش باشد، بعضی از مواردی که در بعضی از دستگاه‌های موجود در کشور این موارد را دارند، این حرف‌هایی که زده شده، مناسباتی که بوده و روابطی که هست، اینها را مطرح می‌کنم.

 15 سال پیش وقتی این حرف‌ها را می‌زدید می‌گفتند آقا شما لیبرالیزم را که می‌کوبید این در قالب فحش سیاسی است. همان‌هایی که این حرف‌ها را در رسانه‌های آن موقع می‌زدند، الان در وی او ای ، بی بی سی فارسی هستند. آیا بی بی سی انگلیس و وی اوای آمریکا دوست ما هستند که بعضی از آدم‌ها از داخل ایران بلند شده‌اند و آنجا رفته‌اند، خانم‌هایشان روسری و چادر و مقنعه‌شان را برداشتند، به اصطلاح مش، میزاپلی و کوپ کردند و آنجا نشستند.. آقایانشان که رفتند کرواتی زدند، ریش‌ها را تراشیدند،  صحنه‌های انقلاب را یادشان رفته است، آن موقع معلوم بود که شما جاسوس هستید.

 آدم فکری و آدمی که وزیر بود، آدمی که معاون وزیر بوده، آدمی که نماینده مجلس بوده، آدمی که وبلاگر بود، جاسوسی که شاخ و دم ندارد، الان معلوم می‌شود دوستان جاسوس بودند، چون تلویزیون وی او ای تلویزیون دستگاه سیاست خارجی آمریکاست، هر کسی را که جلوی دوربین نمی‌برد، یا تلویزیون بی بی سی فارسی، این دو خط دوستان عزیز انجام شد. یکی خط سازمان ملل برای ایران پروجکت است که در پروژه‌شان باید ایران چنج شود.

تلاش نهادهای سازمان ملل، رژیم چنج در ایران است . مثلا سازمان خاص مالی‌شان یعنی صندوق بین الملل پول، قائم مقامش وقتی سه ماه پیش ایران آمد، اعلام کرد ایران باید یک معاهده‌ای را بپذیرد که پولشویی و حمایت از تروریزم نکند. آمد حرفی را زد که بعدا آنجا گفتند ما چه موقع این کار را می‌کنیم؟ این معاهده قانونی را پذیرفتند. وقتی این را پذیرفتند در هفته گذشته صدای بعضی از مسئولین درآمد که اینها حتی گفتند شما در قضیه لبنان، سوریه و جاهای دیگر تروریزم محسوب می‌شوید. سیستم مالی ایران اگر می‌خواهد به سیستم مالی جهانی وصل شود، باید از تروریزم حمایت نکند. یعنی حزب‌الله لبنان تروریسم شد، رفتن ما به سوریه تروریزم شد.

 آمریکا یک خواسته‌ای دارد، رژیم صهیونیستی یک خواسته‌ای دارد، عربستان در حمایت از داعش یک خواسته‌ای دارد، از طریق سازمان ملل اجرایش می‌کنند. قائم مقام صندوق بین المللی پول اینجا می آید با رئیس بانک مرکزی ایران جلسه می‌گذارد و در همین ایران مصاحبه می‌کند، می‌گوید شما در حیطه پولشویی و در زمینه حمایت از تروریزم مشکلاتی دارید، تا اینها را اصلاح نکنید، شما را تایید نمی‌کنیم.

FATF یک خیانت بزرگ است

 اف ای تی اف معاهده و پروتکلی است که باید ایران به سمتش برود، وقتی به سمتش رفت که اینها باید اجازه دهند بانک‌های بزرگ دنیا با ایران ارتباط داشته باشند. اول باید بگویید این چرخش مالی ایران هست، نگاه کنید، هر کجا به سمت قضیه لبنان و سوریه رفت، شما بگویید که ما حمایت از تروریزم کردیم، آمدیم 25 سال آینده همه هست و نیست انرژی اتمی را زیر دید و تیر اینها دادیم که اینها کلا کنترلش کنند، حالا نظام مالی هم در سیستم اف ای تی اف دست بانک جهانی دادیم، صندوق بین المللی پول. هر نهاد اینها بیاید در سیستم ما انگشت بگذارد، آمده که جاسوسی کند، تیغی گذاشته گردن ما از آن بالاتر نرویم، هر مدیری هم تن به خواسته سازمان ملل بدهد، آینده و آیندگان در مورد آن قضاوتشان، قضاوت خیانت است.

 انسان بصیر که به خواسته دشمنش تن در نمی‌دهد. پس جهاد کبیر که در قرآن آمده چیست؟ در مملکت می‌فرماید یعنی جهاد کبیر چیست؟ یعنی از کفار تبعیت نکنید، در سیستم سازمان مالی‌شان در صندوق بین المللی پول می‌گویند شما باید ای تی اف را بپذیرید که معلوم شود شما در سیستم مالی‌تان به حزب‌الله لبنان کمک نمی‌کنید. به مثلا حماس کمک نمی‌کنید. به تو چه ربطی دارد. در غیر این صورت ما سیستم مالی‌مان را باز نمی‌کنیم، خب سیستم مالی را باز نمی‌کنید5 سیستم مالی خود شما در حال فروشی است، سیستم مالی شما ربوی است. ولی وقتی کسی ذهن و بالاخانه‌اش را دست دشمن خودش اجاره داد، رفته دکترای اقتصاد گرفته، دکترای مالی گرفته، علم ربوی را دارد در جامعه‌اش پیاده می‌کند، بعد به ما می‌گوید ما باید سیستم اقتصادی‌مان این طوری شود.

دنیا باید اصلاح شود، وقتی که دنیا روش غلط دارد، ما باید به روش غلط دشمن تن دهیم؟ از یک جایی باید دنیا اصلاح شود. از ایران باید اصلاح صورت بگیرد، پس یعنی چی برای ظهور کار کردن.

 این عکسی که اینجا می‌بینید این جوان را می بینید، معلم بود منافقان ترورش کردند. جلوی لانه جاسوسی می‌ایستاد، در آن فیلم‌های لانه جاسوسی می‌بینید، بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها را می‌خواند، بعد از این که شهیدش کردند، یک کتابی دارد که مطالب، خاطرات، شعرها و مقاله‌هایش را جمع کردند .اسم کتابش این بود «می‌رویم تا خط امام بماند» خیلی شعار زیبایی است، می‌رویم تا قرآن بماند، می‌رویم تا اسلام بماند، نه، می‌مانیم به هر ذلتی در مناسبات جهانی تن می‌دهیم تا دو زار و ده شاهی به ما بدهند، هواپیمای ایرباسی به ما بدهند، آن سه درصدی که مثلا می‌خواهند ماشین لوکس سوار بشوند،  آنتالیا اندونزی بروند، سیگار در اشتهارد دارند تولید می‌کنند و به مردم می‌دهند، همان بغل دستش شهرک صنعتی اشتهارد همیشه خوابیده، بعد آنجا برای سیگاری‌ها سیگار تولید می‌شود. سیگاری‌ها چقدر مهم بوده‌اند، سیگار نرسد در کشور ما بدبخت شدیم! شرف و عزت، غیرت، اسلام و تاریخ همه چیز را بدهیم که چه؟ آقا سیگار نکشد، پورشه سوار نشود، بوئینگ سوار نشود.

براندازی و سناریوهای مختلف آن

 به تعبیر رهبر مملکت که فرمود حالا هواپیما که می‌خواهید بخرید چه اولویتی دارد؟ بله، ضروری است، اما آیا ما در لیسیت اولویت‌ها از این مهمتر نداریم که حتما باید هست و نیستمان را بدهیم هواپیما بخریم. تازه ناز می‌کنند که آقا ما به شما ایرباس بدهیم یا ندهیم، این است ترک 2، فازی است که راه انداختند، ارتباط‌های داخل گرفتند، سرویس‌های اطلاعاتی کشور روی آن اشراف دارد.

 در فاز دیگر هم سازمان ملل می‌آید این باج را تحمیل می‌کند. با چه روشی قرار است رژیم چنج در ایران صورت بگیرد؟ روش اول مدل شوروی بود. مدل گورباچف بود. گورباچف آمد دو تا طرح را پیاده کرد، فضای باز سیاسی، فضای باز اقتصادی، این دو تا طرح را پیاده کرد، شوروی پاشید. وقتی شوروی پاشید، اینها رفتند به این سمت که دیگر ما بیاییم ایران را همین طوری انجام دهیم از سال 1376 با دولتی که موسوم به دوم خرداد سر کار آمد تا 1380 مدل گورباچف پیاده شد.

رهبر معظم انقلاب در یک سخنرانی این قضیه را مسخره کرد، گفت اینها فکر کردند فلان کسی در ایران گورباچف و ایران هم کجاست و مسخره کرد، یعنی خود حضرت آقا این طرح را به تمسخر گرفت، جریان فتنه انقلابی آمد، روبروی لیبرال‌ها ایستاد، کف دانشگاه‌ها آن روزها زد و خورد فکری عجیبی بود. مدل گورباچف به چالش کشیده شد و شکست خورد.

همزمان با ماجرای 11 سپتامبر در شهریور 1380 و بعد از اینکه دور دوم دولت اصلاحات در ایران شروع شد، سیاست مدل استحاله چین ژاپن روسیه کنار گذاشته شد. مدل چین در ایران شروع شد. در مجمع تشخیص مصلحت هم شروع شد، یعنی پروژه‌های کارشناسی و تخصصی‌اش را در مجمع تشخیص سفارش دادند. کتاب‌های زیادی نوشته شد، مقالات زیاد، همایش‌های متعدد، سوال این بود توسط خود مسئولان مجمع تشخیص و مرکز مطالعاتی‌اش گفته شد، آیا مدل سیاست درهای باز چین امکان پیاده شدن در ایران وجود دارد یا ندارد؟ همان استاد دانشگاه شهید بهشتی بود. در مجمع تشخیص مصلحت نظام پروژه‌ای انجام شد که رهبری با این قضیه مخالف بودند، تحت عنوان پروژه چینی کردن اصلاحات در ایران، از پروژه شوروی کردن اصلاحات در ایران گذشته بود.

 رهبری در اعتراض به این قضیه سال گذشته روزهای آخر دهه فجر یک سخنرانی داشت ، روزی که فرماندهان نیروی دریایی ارتش به دیدار ایشان می‌روند، آنجا فرمود دشمن با یک عمامه به سر بالای این مملکت مشکل ندارد، دشمن با صورت جمهوری اسلامی مشکل ندارد که یک عمامه به سرش باشد، دشمن با سیرت جمهوری اسلامی مشکل دارد، یعنی چه؟ یعنی دشمن نظرش این است که پوسته جمهوری اسلامی بماند، مغزش لیبرالی شود، پوسته الان در چین کمونیستی است، اما چهل سال است که چین کشور کمونیستی نیست. بازار آزاد دارد، بازار بورس دارد، دیدید این  وضعیت اقتصاد چین است. یعنی کشور کاملا لیبرالی برای بخش‌های اقتصادی‌اش، اما حکومتش حکومت کمونیستی است.

سیاست درهای باز یعنی چه؟

 این مدل وقتی طراحی شد، سه چیز در رویای چینی دنبال کردند، جذب سرمایه خارجی، جذب تکنولوژی خارجی، تولید انبوه کالا و صادرات کالای انبوه به شکل ارزان، که در ایران اصلا امکان‌پذیر نیست، چون نیروی کار ایران خیلی نیروی کار گرانی است. نتیجه‌اش این شد که سیاست درهای باز چین اجرا شد، 40 سال تا پارسال تابستان که در جنگ ارزی بین آمریکا و چین، چین شکست خورد و اسفند پارسال نخست وزیر چین اعلام کرد که چین دیگر  به سمت سیاست داخلی می‌رود، از سیاست تهاجمی اقتصادی خارجی و تجارت جهانی د به سمت تجارت داخلی می‌رود که 7-8 روز قبل از عید تقریبا 22 اسفند بود که منتشر شد، خبرگزاری‌های داخلی هم کامل منتشر کردند.

 اصل متن را ببینید که چطوری 40 درصد اقتصاد چین در آن جنگ ارزی نابود شد، جنگ بین پول یوان و دلار و چین مجبور شد سیاست درونی را برای 5 سال آینده خود اتخاذ کند. متن آن را می‌توانید آنجا ببینید، اتفاقی که افتاده این است.

سیاست درهای باز چین در سه سال گذشته در ایران تجربه‌اش شروع شد، شعار هم این بود که ما جذب سرمایه خارجی می‌کنیم، درها را باز می‌کنیم. دست از ایدئولوژی‌مان برمی‌داریم، می‌گوییم دیگر انقلاب اسلامی نیستیم، جمهوری اسلامی هستیم، رهبری متوجه خطر شد آمد فرمود نه خیر، ما همچنان انقلاب اسلامی هستیم. قوه قضائیه، حوزه علمیه، سپاه، دانشگاه انقلابی باشید. آن وقت فرمودند خودم انقلابی هستم.

این مقوله انقلابی بودن از کجا ایشان مطرح کرد، جایی که جریانی در حکومت آمد گفت انقلاب تمام شده، دوره جمهوری اسلامی شروع شده، انقلاب اسلامی سال 57 تمام شد، شد جمهوری اسلامی، دیگر انقلاب را کنار بگذارید. آمد رسما سخنرانی کرد. آقا انقلاب شش ماه، یک سال، جمعش کنید، یعنی چه ادامه می‌دهید؟ رهبری فرمود نه خیرف آقا جان تا ظهور صورت نگیرد، انقلاب تمام نمی‌شود، قانون اساسی می‌گوید. قانون اساسی می‌گوید یک جایی رهبر انقلاب داریم، یک رئیس جمهور داریم، یعنی یک سیستمی داریم که انقلاب را بسط می‌دهد، بالاخره حزب‌الله لبنان دارد انقلاب می‌کند، عراق دارد انقلاب می‌کند، سوریه دارد انقلاب می‌کند، شیخ زکزاکی در زندان نیجریه دارد انقلاب می‌کند، انصارالله دارد انقلاب می‌کند،عیسی قاسم و شیخ سلمان در بحرین دارند انقلاب می‌کنند. در سطح جهان دارد انقلاب صورت می‌گیرد. مگر ما می‌توانیم مثلا بگوییم خب تمام شد ما فقط می‌خواستیم شاه را کنار بگذاریم، ما جای آن بیاییم مثل شاه عمل کنیم؟ می‌شود، تمام شده، انقلاب همین بود، رهبری فرمودند نه، این طوری نیست. قانون اساسی چیز دیگری می‌گوید، انقلاب اسلامی وجود دارد.

پس اینکه ما روحیه انقلابی را کنار بگذاریم، درها را باز کنیم، بگوییم شما خارجی و غربی هر چه گفتید. او اقتصادش پاشیده، نمی‌تواند اقتصاد خودش را نجات بدهد، بیاید اقتصاد ما را نجات بدهد؟ یکی می‌خواهد بگوید «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.» 60 تریلیون دلار اقتصاد جهان بدهی دارد، یک سوم آن، یعنی 20 تریلیون دلارش فقط اقتصاد آمریکاست. چطوری این قرار است بیاید اقتصاد ما را نجات دهد؟

 از اول امسال یک سیاستی به نام سیاست‌های درهای باز تایلند برای فروپاشی ایران شروع شد، غربی‌ها گفتند نه شما مدل چین نمی‌شوید، به شما سرمایه نمی‌دهیم، به شما تکنولوژی هم نمی‌دهیم، تولید انبوه کنید صادرات کنید، به شما هواپیما نمی‌دهیم تولید کنید، صادر کنید، مثل چین، شما هواپیمای تازه باید بخرید، چرا سیگار می‌دهیم تولید کنید، لوازم آرایش می‌دهیم، ولی تکنولوژی نمی‌دهیم تولید و صادر کنید، تمام، چه کار کنیم؟ اما راه دیگری دارد شما سیاست درهای باز تایلند را پیش بگیرد.

هتل‌های چند ستاره و بحران فحشا

چند دهه پیش منطقه جنوب شرق آسیا جنگ بود، بحران بود، بدبختی بود، ویتنام و آمریکا داشتند می‌جنگیدند، جریان ارتش سرخ در کامبوج اوضاع عجیب و غریبی بود، یک میلیون نفر آنجا کشته شد، اصلا از جمجمه این انسان‌ها دیوار درست کرده بودند. عکس‌هایش در اینترنت هست. جریان دیکتاتوری، کلا منطقه جنوب شرق آسیا ناامن بود،  یک کشوری امن بود و آن کشور تایلند بود. مثل منطقه ما که الان همه جا جنگ، ترور و ناامنی وجود دارد و یک جا امن است و آن ایران است، ترکیه هم که یک ذره امن بود کودتا شد.

 آمدند گفتند شما تایلندی‌ها عجب کشور امنی دارید، شما بهترین جا برای توریست هستید . آمدند یکسری هتل 6-5 ستاره ایجاد کردند، ایتالیای‌ها، فرانسوی‌ها، اسپانیایی‌ها، آلمانی‌ها، آمریکایی‌ها، ژاپنی‌ها، فرانسوی‌ها آمدند و کشور تایلند عشرتکده جنوب شرق آسیا شد. هنوز هم این دفاتر هواپیمایی و توریستی را ببینید می‌نویسند پاتایا، کسانی که مشرف می‌شوند آنجا، برای کثافت کاری می‌روند، زیارت، مراسم اربعین، مشرف نمی‌شوند، پاتایا برای فسق و فجور می‌روند، خط مستقیم پاتایا،  آنتالیای ترکیه، بالی اندونزی، لاس وگاس آمریکا می‌روند. در جنوب فرانسه این 6-5 جا مراکز اصلی عشرت کده‌های دنیا هستند. مدل تایلند را در ایران شروع کردند 8-7 ماه است دارند پیاده می‌کنند. جوانان حواستان باشد، جنبش عدالتخواه دانشجویی خوب دقت کنید، تعداد زیادی هتل 5 ستاره و 6 ستاره و کمتر و بیشتر دارد انجام می‌شود.

گزارشی که دوستان دسته‌بندی کردند و جزوه کردند و به من دادند، درباره سخنانی که از مسئولان دولت تا مسئولان سازمان میراث فرهنگی داشتند. تعداد هتل‌ها را از 35 ، 70 ، 400 هتل، عددها را در اینترنت جستجو کنید، شرق، غرب، شمال، جنوب کشور، ایتالیایی‌ها، اسپانیایی‌ها، کره جنوبی، آلمانی‌ها، ژاپنی‌ها همه دارند هتل می‌سازند، بقیه چیزها نمی‌آید، نه پولش و نه امکاناتش می آید ولی برای هتل سازی دارد پول می‌آید. آقا شما بهترین کشور امن منطقه هستید. می بینید خارجی‌ها چطوری از ما تعریف می‌کنند ، می گویند شما خیلی امن هستید، خیلی خوب، آقا شما چهار فصل هستید،  ببینید آنها جغرافیایی ما را هم فهمیدند می‌گویند شما چهار فصل هستید، دارند مزایای نسبی ما را می‌گویند، در معاملات جهانی، مسئله توریست صد میلیارد دلار گردش مالی دارد. ما چرا نتوانیم 10 میلیارد دلارش را کسب کنیم. چطوری می‌خواهید جذب کنید.

فلان نفر هتل 5 ستاره می‌سازد، بعد می‌خواهید بگویید در هتلش حجاب را رعایت کنید، توریست خارجی آمده اینجا هتل خارجی ساخته است. طرف آمده 5-4 روز تفریح کند، باشد مشروبات سرو کنید، ایشان ضمنا مسائل جنسی هم نیاز دارد آن هم باشد. منطقه آزاد تجاری شنیدید؟ این منطقه آزاد فرهنگی می‌شود. یکسری منطقه آزاد فرهنگی در قالب هتل‌های 5 ستاره  در جمهوری اسلامی، چرا؟ هر جا می‌بینی یکسری خارجی وجود دارد.

قبلا توریست فرهنگی یکسری پیرمرد و پیرزن می‌رفتند اصفهان از عالی قاپو عکس می گرفتند، حالا یکسری به اصطلاح جوان می‌آیند پول خرج کنند، آقا پول بیاورید  خرج کنید، شرف و غیرت و ناموس هر چه رفت، رفت.

بیایید مطالعه کنید در اینترنت ببینید اینجا چطور جاهایی است، افراد بیایند خودشان را تخلیه کند، تفریح کند و عین و نوشی کنند و پولی خرج کنند و بروند. یک مرد باغیرت ،هر پولی به خانه‌اش می‌برد؟، مثلا پول ربا می‌برد سر سفره زن و بچه‌اش بگذارد. یکی مرد باغیرت تا می‌آید دزدی کند، برای زن و بچه‌اش ببرد، یک زن و بچه باشرف می‌پذیرد وقتی شوهرش بیکار است، پول ندارد، برود دزدی کند؟ چطور یک ملت با شرف که به جهان درس شرف، عزت و شرف و غیرت داده، اجازه می‌خواهد بدهد که دولتش دارد از هر راهی پول در می‌آورد، بیاید اینجا چوب حراج به عفت، شرف، عزت، غیرت و ناموس و همه چیز زده شود که خارجی بیاید اینجا دوزار پول خرج کند و بیرون برود. برای عیش و نوشش بیاید. بله اینجا آمد، اخلاق پیدا کند، انسان شود، آدم شود، تزکیه شود برود. پولی هم خرج کند ، خوب است، اما یک اجنبی، یک بیگانه، یک لاقید، بیاید اینجا عیش و نوشش را در بلاد مسلمان، در سرزمین اسلامی انجام دهد، پول هم خرج کند برود. پول این خوردن دارد؟

مثل پول ربایی که در بانک‌ها رقم می‌خورد، صدای مراجع تقلید درآمده، آقایان بانکی‌ها صدایشان در نمی‌آید. مثل قمار در بورس که ببینید از دی ماه 1392 تا مرداد 1394، در 20 ماه، 180 هزار میلیارد از بورس تهران پرید، 60 برابر اختلاس سه هزار میلیاردی. 4 وزیر به رئیس جمهور نامه زدند که به داد ما برسید، هست و نیستمان را در بورس گذاشتیم، رفت.  نامه شد، شهریور پارسال رسانه‌ای شد، معاون یکی از مشاوران رئیس جمهور آمد بیرون گفت این بعضی‌ها مفت‌خور هستند، می‌گویند که آقا از این پول میعانات گازی یک چیزی بدهید که ما خسارت‌ها را جبران کنیم. پول مفتی وجود ندارد که ما به شما بدهیم، می‌خواست حواستان باشد این اتفاق نیفتد.

به نظر شما مبتنی بر قوانین فیزیک ماده که در طبیعت از بین نمی‌رود، از حالتی به حالت دیگر در می‌آید. این آب بخار می‌شود، تبخیر می‌شود، وقتی که سردش کنید دوباره مایع می‌شود، وقتی سردترش کنید منجمد می‌شود و قالب یخ می‌شود، آیا در طبیعت از بین می‌رود؟ ایا این 180 میلیارد محو شد، نابود شد، غیب شد، دیلیت شد. یا اینکه یک جوری حساب‌سازی شده ،یک جوری بازی شد که در جیب بعضی‌ها رفته است.

بروید کاخ‌های شمال تهران را ببینید. بروید پورشه‌ها را ببینید. جوان بی‌خاصیتی که سی سال الکی در این مملکت نفس کشیده، غذا، نان، میوه خورده،  تفریحش را کرده، کثافت کاری‌اش را کرده، پاتایا و آنتالیا رفته، پورشه‌اش را سوار شده، نصف شب با دوست دخترش می‌آید، مثلا روسری را بر می‌دارد، جیغ می کشد در اتوبان‌های شمال تهران بالا و پایین می‌کند. آن پول‌ها از کجا می آید؟

مسئله فقط فیش‌های نجومی، فیش‌های حقوقی نیست. چرا 180 میلیارد فراموش شد؟ جوان عدالتخواه! 180 هزار میلیارد از بورس تهران پرید 4 وزیر به رئیس جمهور نامه زدند، پیگیری این موضوع در مملکت چه شد؟ این 180 هزار میلیارد کجا رفت؟ غیب شد، دیلیت شد، پاک شد، حذف شد، دود شد و به هوا رفت. اگر بخار هم شده باشد ، می‌شود دوباره آن را سرد کرد. کجا رفت؟

180 هزار میلیارد دیماه 92، مرداد 94، 20 ماه، نه ربطی به دولت قبلی داشت، نه ربطی به تحریم داشت، نه ربطی  به آمریکا و اسرائیل داشت، تبعیت از کافر بود، کافر چه می‌گوید؟ کافر می‌گوید بورس، بورس یعنی قمار، تا وقتی از کافری به نام جان لو که پایه‌گذار سیستم بورس در جاهایی مثل هلند و جاهای دیگر بوده، آمدی از قمارباز تبعیت کردی، چیزی در مملکت به نام بورس درست کردی5 180 هزار میلیارد دلار می‌پرد. اگر جلویش ایستادی جهاد کبیر می‌شود. اگر تن در دادی به این که بورس در مملکت باشد، ملتی که 180 هزار میلیاردشان رفت، جواب خدا را باید بدهی؟

در یک شهر کوچکی دو سال پیش، بهار 93 برای سخنرانی رفتم. 30 هزار نفر جمعیت داشت. در سوله شهر مردم را جمع کرده بودند. بحثمان تمام شد، بیرون آمدیم، نماز مغرب بود، هوا داشت تاریک می‌شد. جلوی ماشینی که می‌خواستند ما را سوار کنند بیاورند، یک خانواده‌ای ایستاده بودند گفتتند آبرو دارند و می‌خواهند سوال خصوصی بپرسند، آمدند جلوی ماشین گفتند که بچه‌های ما بچه‌های مذهبی بودند، آمدند از مردم پول جمع کردند، صندوق راه انداختند، به مردم وام‌های 4 درصد می دادند.

 در شهر 30 هزار نفری که دانشگاه نیست، بالاترین سطح آموزشی‌اش مدرسه و دبیرستان است، مردم پولی ندارند. می‌گفت از مردم 6 میلیارد پول جمع کردیم، یعنی از یک شهر 30 هزار نفری که یک مقداری از روستا بزرگتر است، شما 6 میلیارد تومان از مردم پول جمع کردید. یکی آمد زیر پای اینها نشست، آقا 6 میلیارد پول جمع کردید، بیایید این را در بورس تهران بگذاریئ، یکدفعه گذاشته روبروی آیینه دو برابر می‌شود. با پول بیشتر، مردم فقیرند به آنها کمک کنید، جوان‌ها می‌خواهند ازدواج کنند، به آنها کمک کنید.

اینها هم گفتند راست می‌گوییم بگذاریم جایی که پول دو برابر شود. آوردند در بورس تهران گذاشتند 45 روزه پول نابود شد. بدبخت این دو جوان را گرفته بودند و به زندان برده بودند. خانواده هایشان هم گفته بودند ما آدم‌های آبروداری هستیم، اینجا شهرک کوچک است، همه ما را می‌شناسند، نمی‌توانیم از خانه بیرون بیاییم، بچه‌مان نمی‌تواند مدرسه برود. یک طوری یک کمکی بشود اینها از زندان بیرون بیایند. گفتم چطوری می خواهید 6 میلیارد را جور کنید.  این خانم گریه کرد من تا برسم تهران اعصابم خورد بود که چرا ما خام می‌شویم اجازه می‌دهیم یک سیستم فسادی به نام بورس وجود داشته باشد، بدبخت‌هایی بلند شوند پول دیگران را جمع کنند بیایند در بورس بگذارند و بپرد. دست هیچکس به این جمع بند نباشد. آقا قمار است می‌خواستید زرنگ باشید، کارپردازی بلد باشید.

پول حرام که آمد پشتش همه مفسده‌ها می آید. 180 هزار میلیارد فراموش شد. نامه ای که 4 وزیر به رئیس جمهور زدند،جنبش عدالتخواه، این نامه نباید فراموش شود . اینها منشاء فیش‌های حقوقی است، فیش حقوقی را می‌توانند فردا بروند کم و زیادش کنند، اما رانت‌هایی که بعضی‌ها دارند چه؟ پس در ایران پروجکت مدل استحاله ایران به روش چین شکست خورد، مدل استحاله ایران به روش تایلند شروع شده، یک جستجو کنید حواستان باشید، شاخک‌هایتان حساس باشد. از این به بعد خبر هتل‌هایی که در سراسر کشور دارد ساخته می‌شود را پیگیری کنید.

ما با توریسم، با گردشگری، با مرواده با خارج و داخل مخالف نیستیم، موافقیم، چطوری؟ می‌رویم بیرون جانمان را می‌دهیم. نگاه کنید در سوریه و عراق و جاهای دیگر، ما با سیاست درهای باز به سمت بیرون موافقیم، اما با سیاست درهای باز به سمت داخل موافق نیستیم. هیچ مرد باشرفی در خانه‌اش را باز نمی‌کند که اجنبی بیاید آنجا خانه‌اش را مشابه یک توالت ببیند.

اگر بمب اتم خوب است، چرا ما نداشته باشیم؟

 از این جهت ایران پراجکت یک مفهوم دارد، بازگرداندن ایران به آن هرم قدرت، هرم قدرت دولت جهانی، ملت جهانی و نظام جهانی، در فرآیند جهانی شدن، وقتی قرار است ایران در ایران پراژکت از حالت محور شرارت خارج شود، جزو آن برود، آن سیستم در ایران را بپذیرند که بعضی‌ها می‌گویند از ما حق غنی‌سازی را پذیرفتند. چه کسی پذیرفت؟ چه کسی اجازه دارد بنشیند در مسندی که به من بگوید شما اجازه دارید داشته باشید یا نداشته باشید؟

شما جریان لیبرال که می‌گویید انسان آزاد آفریده شد. ملت هم جمع انسان‌هاست، 80 میلیون انسان آزاد آفریده شده، چرا باید برود برای انرژی اتمی‌اش از کسی اجازه بگیرد؟ اگر بمب اتمی بد است چرا خود آنها دارند ؟همان 6-5 کشور. اگر بمب اتمی خوب است، چرا بقیه نباید داشته باشند ما که فتوای رسمی داریم که نباید داشت، اما اینکه بیایید بگویید آقا ما خیلی شاهکار کردیم، فتح فتوح کردیم، از ما پذیرفنتد. پذیرش اینکه دیگری از ما چیزی را بپذیرید، این یعنی خیانت، که بپذیریم که سرمان زیر تیغ دشمن باشد و او از ما پذیرفت.

از این رو دوستان عزیز ایران پراژکت، پروژه تغییر و رژیم چنج در ایران است. نمی‌دانم سایه تهدید از سر ایران رفت آمد، آنها روش‌های دیگری دارند. پایان  همین مستند اوباما  جلوی دوربین می‌ایستد و می‌گوید ما با شرکایمان توانستیم یک تهدید بزرگ را که نمی‌شود با جنگ حذفش کرد، با مذاکره حذفش کنیم. او مراحل بعدی تهاجم خودش را شروع می‌کند. او تا ما را به زمین نزند و ما را وادار نکند بگوییم اشتباه کردیم، غلط کردیم انقلاب کردیم، دست از اسلام برنداریم، او دست از سر ما برنمی دارد.

 حرف قرآن است. می‌گوید اینها تا شما را به دین خودشان درنیاورند، دست از سر شما بر نمی‌دارند. این حکم قرآن است. پس این را جوان عنایت داشته باشید در ایران پروجکت دشمن پروژه‌هایی دارد، ما هم پروژه داریم. او می‌خواهد ما را جمهوری لیبرالیز کند، ما می‌خواهیم آمریکا را جمهوری اسلامی کنیم، پشتوانه ما به خدا و حضرت حجت است. این طوری نیست که ما این کاره باشیم. مگر ما بودیم انقلاب کردیم، خدا بود. مگر ما بودیم آمریکا را بیرون انداختیم، مگر ما بودیم در 114 روز در جنگ33 روزه،  22 روزه، 8 روزه و 51 روزه رژیم صهیونیستی را شکست دادیم، خدا بود.

 امروز هم ما می‌گوییم آمریکا محور شرارت است، باید بیاید اسلام بیاورد، بی‌خود کرده ربا را را در جهان شیوع می‌دهد، بی‌خود کرده سازمان ملل درست کرده است. پس ما هم کارمان کمپلکس عمل همه انبیاء است. ما که می‌گوییم منظورم نهضت جهانی عدالتخواهی است. همه آنچه که تک تک انبیاء یکی یکی با آن مبارزه می‌کردند. مثلا حضرت لوط فقط با همجنس بازی مبارزه می‌کرد. یک قلم جرم عادی آمریکایی‌ها شیوع هم‌جنس‌بازی در دنیاست. نصف ایالاتش هم‌جنسی بازی در آنها مشروعیت و رسمیت دارد. اصلا دو سال پیش در انگلیس رسما قانون شد و نخست وزیر انگلیس دیوید کامرون جلوی دوربین گفت خیلی خوب شد ما متحول شدیم. رسیدند به قول صدوق.

از این رو دوست عزیز یک مبارزه جهانی بین کل کفر، با کل اسلام وجود دارد. این تقابل بالاخره فرموده «ان الحزب الله هم القادرون» قرار نیست در زمان ما اتفاق بیفتد، مهم است که در کدام جبهه‌ای، جبهه پورشه، بوئینگ، اندروید، وی چت، واتس‌آپ و ان اس ای و آی اف اف و دلار ، یا جبهه مهدویت و صفای درون و نماز شب و حس الهی و شهادت. این دو تا حس که یکی نگاه به آخرت و عقبی دارد، یکی صرفا دنیا را بهشت شداد می‌خواهد، این تقابل از اول حرکت انبیاء بوده تا انتها هم خواهد بود.

ایران پروجکت به موازاتش یک یو اس ای پروجکت وجود دارد. آنها می‌خواهند ایران یک جمهوری مثل دوره حکومت پهلوی زیر نظر ایران بشود. ما هم تصمیم داریم آمریکا و بقیه جهان محیط عدالت بشوند که امام عدالت انشاء الله ظهور بفرمایند و مسئله را حل کنند.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید