این روزها هرکس از آزاداندیشی در عرصه هنر و فرهنگ یک تعبیری را برای خود انتخاب می‌کند. گاهی این تعابیر دستمایه بازی‌های سیاسی می‌شود و عده‌ای از آزاداندیشی معنای ولنگاری فرهنگی و یا ایجاد فرصت نفوذ برای دشمن را قلمداد می‌کنند. این دستمایه سیاست شدن فرهنگ و آزاداندیشی با روی کار آمدن دولت یازدهم بسیار نمود بیشتری پیدا کرد. صحبت‌های رئیس‌جمهور و اظهاراتی که فقط جنبه شعاری داشت و جز متشنج کردن جو جامعه هیچ عایده‌ای نداشت، از جمله مباحث کمک کننده به همین ولنگاری فرهنگی در چهار سال گذشته بوده است.

دولت یازدهم با غوغاسالاری و هوچی‌گری در موضوع کنسرت‌ها، سطح دغدغه‌های فرهنگی جامعه، علما و مردم را در حد کنسرت پایین آورد. اما در این بین چند کنسرت لغو شد که روحانی اینچنین فغان سر کرد. علی جنتی وزیر سابق ارشاد در دورانی که اوج هوچی‌گری دولتی‌ها در موضوع لغو کنسرت‌ها بود، با بیان این‌که آمار دقیقی از تعداد کنسرت‌های برگزار شده در طول سال ندارد، اظهار کرد: تعداد کنسرت‌های لغو شده زیاد نیست و طی پنج ماه اول سال 9 کنسرت لغو شده است. اما در برخی موارد کنسرت‌های خوانندگانی لغو می‌شود که مورد تایید ما هستند و در رسانه ملی صدایشان پخش می‌شود که حاشیه ایجاد می‌کند.

البته باید خاطر نشان شود که این استفاده ابزاری از آزاداندیشی فرهنگی توسط برخی مسئولین که در دولت تدبیر و امید به طور چشمگیر به شمار آن ها افزود شد، با تحریک روحیات پاک جوانان و القای جوی نا صحیح توام بود. مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با اشاره به همین ولنگاری فرهنگی در دیدار با هیئت دولت در میان نصایح خود، فرمودند:  بنده طرفدار جزم‌اندیشی، فشار و اختناق در عرصه‌ی فرهنگ نیستم بلکه به آزاداندیشی اعتقاد راسخ دارم اما آزاداندیشی به معنای ولنگاری و اجازه دادن به دشمن برای لطمه زدن نیست. بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب اگر بخواهیم رهنمود های ایشان را در عمل اجرا کنیم باید دو نکته را در نظر گرفت. یکی بحث ایجابی و یکی بحث سلبی است که در بحث ایجابی باید تمرکز را روی تولید محتوا و حمایت فرهنگی و همچنین در بحث سلبی باید در مقابل تهاجمات فرهنگی دشمن مقابله کرد.

حال امروز روحانی بازهم از این احساسات پاک جوانان سوءاستفاده کرده و به مشهد مقدس رفته است و قرار است در کنار برگزاری دو کنسرت، میتینگ انتخاباتی برگزار کند. امروز سوال مردم از روحانی این است که دغدغه جوانان کنسرت است یا ازدواج و اشتغال. کسی با کنسرت مخالف نیست، کمااینکه کنسرت‌های بیشماری در کشور انجام می‌شود و در مقابل، کنسرت‌های لغو شده اندک و ناچیز است.

موضوع کنسرت مساله اصلی دولتی‌‎ها نبود و نیست چرا که در اصل ماجرای برگزاری کنسرت در شهرهای مذهبی تنها یک هیاهوی سیاسی است در حالی که از این زاویه کمتر مورد تحلیل قرار می‌گیرد. پر واضح است که خورشید تابان برجام چندان که دولت به مردم وعده می‌کند فروغ و نورافشانی نداشته و چون دولت دستاوردهای قابل توجهی ندارد تا به افکار عمومی عرضه کند و اتفاقا چون مردم هم این دستاوردها را به صورت ملموس احساس نمی‌کنند از این رو به رغم تبلیغات دولت مبنی بر دستاوردهای بی پایان برجام! گاه و بی گاه از نزدیک‌ترین افراد و مسئولان بلند پایه کشور شنیده می‌شود که برجام تقریبا ” هیچ” دستاوردی نداشته است یا به تعبیر مقام معظم رهبری برجام خسارت محض است! از این رو دولتمردان در تکاپوی سرپوش گذاشتن بر این “هیچ وخسارت محض” برآمده اند. انتخابات ریاست جمهوری سال 96 دولت را برآن داشته تا افکار عمومی را از مساله ای که حیثیت دولت بدان گره خورده دور کند، از این رو با فرافکنی درصدد است تا ذهن مردم را به مسائل دست چندمی معطوف کند که از کمترین اهمیت برخوردار است. مساله کنسرت‌ها به ویژه در شهرهای مذهبی چنان وقاحت اجتماعی دارد که تردیدی ندارم افرادی که از برگزاری کنسرت‌ها در شهرهای مذهبی دفاع می‌کنند حتی یک بار با اعضای خانواده در چنین کنسرت‌هایی حضور نیافته‌اند و چون از وضعیت اخلاقی نامناسب کنسرت ها مطلع نیستند از برگزاری آن حمایت می‌کنند!!

نکته‌ای که در عرصه عملکرد فرهنگی برخی مسئولین به ذوق می‌زند بحث عدم اجرای این دو شاخه سلبی و ایجابی در عملکرد مسئولین اجرایی فرهنگی است. به طوری که هر از چند گاهی برخی دولتمردان برای نپرداختن به موضوعات ریشه ای فرهنگی مباحث پیش پا افتاده فرهنگی را مطرح می کنند. برای مثال می‌توان به موضوعاتی چون مطرح کردن بحث کنسرت و ایجاد جنگ زرگری بین رئیس جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد که با واکاوی این موضوع و پوشش شدید رسانه های زنجیره حامی دولت در این عرصه می توان دریافت که بحث کنسرت ها در حالی در هفته دولت مطرح شد که دولت باید در خصوص عملکرد فرهنگی خود به مردم توضیح می داد. به زعم برخی کارشناسان در واقع دولت با ایجاد چنین جنجالی که با مانور شدید رسانه ای همراه بود و دو هدف اصلی را پیش برد. اولا اینکه دولت توانست موضوعات فرعی مثل بحث کنسرت مشهد را به موضوع اصلی کشور تبدیل کند و مطالبات معیشتی و فرهنگی مردم را بدون پاسخ در هفته دولت رها نماید. دوما دولت با القای این که برخی افراد از خارج از محدوده دولت در حال دخالت در امور کشور هستند تقصیر ناکامی ها خود را گردن افرادی دیگر بیاندازند. البته موضوع دوم در عملکرد رئیس دولت اصلاحات بار ها تکرار شده بود و به نظر می رسید دولت یازدهم نیز از روی سر مشق دولت اصلاحات کپی برداری می کند. البته رسانه‌های زنجیره‌ای نیز تمام عزم خود را جزم کردند تا وانمود کنند که چرا فردی مثل امام جمعه مشهد در امور فرهنگی دخالت می کنند. این درحالی است که نظارت و مدیریت در جهت ارتقای فرهنگی دینی اجتماعی و  تقویت حوزه های علمیه  و مراکز فرهنگی و تبلیغی یکی از وظایف مهم امام جمعه هر شهر است.

از همه این حرفا که بگذریم، میتینگ پایانی روحانی در مشهد در کنار کنسرت تبلیغاتی دو خواننده است که هوچی‌گری و استفاده ابزاری دولت از فرهنگ و موسیقی را به اوج رسانده است.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید