اینکه دشمنان ما و محور مقاومت تنها زبان قدرت را می‌فهمند حرف بیراهی نیست و اتفاقا بر واقعیت منطبق است. امروز مصادف با روز مقاومت اسلامی است. مقاومتی که در سال 2006 در جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائیل غاصب در گرفت و در این جنگ نابرابر، ارتش تا بن دندان مسلح صهیونیستی در مقابل یک گروه از محور مقاومت مجبور به زانو زدن شد و خاک لبنان را ترک کرد. حال این اقدام حزب الله را با اقدامات محمود عباس در فلسطین مقایسه ککنید. محمود عباس چندین سال است که به دنبال صلح با صهیونیست‌هاست ولی یک وجب از خاک فلسطین را نتوانسته آزاد کند و تاکنون هر پیروزی‌ای بوده از مقاومت مردم فلسطین به دست آمده است.

البته تهدیدهای محور مقاومت همچنان ادامه دارد ولی درسی که این محور از مقاومت آموخته باعث شده همواره با قدرت در برابر زیاده‌خواهی ارتجاع و صهیونیست‌ها بایستد. در تازه‌ترین این اقدامات، حزب الله دوباره تهدید صهیونیست‌ها را با سیلی سخت قدرت پاسخ داد. در بین گروههای تروریستی که در سوریه فعالند،گروه احرالشام وابستگی به رژیم صهیونیستی دارد و در حمایت کامل این رژیم است. در روزهای گذشته مقامات صهیونیستی پیامی را با واسطه اردنی ها به مسئولین حزب‌الله منتقل کردند، با این مضمون که اگر حزب الله در عرسال علیه احرالشام عملیات نظامی اجراء نماید اسرائیل به لبنان حمله خواهد کرد! اما حزب‌الله لبنان عکس‌العمل قاطع و گسترده را پاسخ حزب‌الله به هرگونه اقدام احتمالی علیه لبنان اعلام کرد و جواب پیام تهدیدآمیز صهیونیست‌ها را از طریق اردن به آنها انتقال داد. بنابراین حزب‌الله بی‌تفاوت به تشر و تهدید صورت گرفته اقدام نظامی خود را در منطقه عرسال آغاز کرد. در این اوضاع، احرارالشام بلافاصله از صهیونیست‌ها درخواست کمک کردند اما تهدید حزب‌الله به اندازه‌ای جدی و معتبر جلوه کرده که سبب شد صهونیست‌ها در این گیرودار فقط تماشاگر قلع و قمع تروریست‌‎های تحت حمایتشان باشند.

پس از فاجعه منا که به دست بی‌کفایت خاندان آل‌سعود رخ داد، اجساد پاک حجاج ایرانی به ایران تحویل نمی‌شد تا اینکه رهبر معظم انقلاب در یک موضع انقلابی تهدید کردند که عدم بازگشت اجساد حجاج عقوبت بدی برای آل سعود در پی خواهد داشت که فورا پیکر این اجساد به کشور بازگشت. موضع اقتداری نظام در قبال عربستان باعث شد که این کشور عرب منطقه پس از سوداگری‌های فراوان و همخوابی با آمریکا و خرید میلیاردها دلار سلاح و تجهیزات نظامی، دوباره دست به دامان کشور دیگری برای وساطت بین خود و ایران شده است. دیروز وزیر کشور عراق در دیدار با همتای ایرانی خود خبر داد که محمد بن سلمان جانشین پادشاه و ولیعهد این کشور از عراق خواسته که واسطه و میانجیگر میان ایران و عربستان باشد. این درخواست و استیصال عربستانی تنها و تنها یک پیام دارد و آنهم این است که اقتدار کشور و قدرت نشان دادن به دشمنان باعث کوتاه آمدن آنها می‌شود. زمانی که دولت نهم شروع به تلاش برای دستیابی به غنی سازی 20 درصد کرد، غربی‌ها و آمریکایی‌ها از طریق عمان به ایران پیام دادند که حاضرند تحریم‌ها را برداشته و حق غنی‌سازی 20 درصد را هم بپذیرند ولی فتنه داخلی این اجازه را به نظام برای رشد و شکوفایی نداد. خیانت بزرگ فتنه‌گران کار را به جایی رساند که پس از ماه‌ها چانه‌‎زنی توانستیم غنی‌سازی 3.5درصدی را به دست بیاوریم و هنوز هم تحریم ها پا برجاست. دشمنان ما زبان سازش و مذاکره را مایه ناتوانی و ضعف می‌دانند و تنها زبانی که می‌فهمند اقتدار است و اقتدار.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید