امروز پس از گذشت کمتر از سه دهه از رحلت روح خدا، خطر تحریف خط امام بیش از پیش احساس می‌شود، به‌گونه‌ای که برخی در جهت رسیدن به مقاصد شوم و پلید خود به تحریف اندیشه ناب امام می‌پردازند و به ایدئولوژی‌سازی تفسیری روی آورده‌اند. اینان در وقاحت آنقدر پیش رفته که حتی اصل شعار «مرگ بر آمریکا» را مورد هجوم قرار داده و قصد دارند آنرا به گوشه تاریخ بفرستند. همفکری و همنشینی با اجنبی‌ها جهت زدودن فکر اصیل انقلاب اسلامی در دستور کار روشن‌فکرنماهای غرب‌زده قرار گرفته است. هر چند نسل نوین انقلاب، امام روح‌الله را ندیده، اما در حسینیه حضرت امام، بوی امام را از خلف صالح امام، حضرت سیدعلی خامنه‌ای استشمام کرده است. در تمام این سال‌ها امام را از دریچه امام سیدعلی تماشا کرده و نگرانی حضرت ماه پیرامون «تحریف خط امام» را درک کرده است، تا آنجا که مقام معظم رهبری در سخنانی قابل تامل اینگونه فرمودند: «اگر ملّت ایران بخواهد به آن هدفها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد».

البته تحریف شخصیت امام صور مختلف دارد. گاهی یک فردی خواب امام را می‌بیند و خاطره‌ای از آن یار سفر کرده نقل می‌کند و گاهی شخصیت امام را در حد یک کاخ تصنعی و مجلل کوچک می‌کنند. در زمان زندگی امام خمینی شخصیت ایشان از یک طرف از سوی دشمن تحریف می شد. تحریف شخصیت و اندیشه امام روحح‌اللهف محدود به دوران رحلت ایشان نیست بلکه در زمان حیات نیز بسیار نمونه‌های تحریف اندیشه آن امام همام وجود دارد. دشمن در تبلیغات خود سعی می‌کرد امام را به صورت یک انقلابی خشک و خشن مانند سایر انقلاب‌های دیگر معرفی کند. از طرف دیگر برخی هم در داخل دانسته یا نداسته شخصیت امام را تحریف می‌کردند و نظرات خود را به امام نسبت می‌دادند. بعد از رحلت امام برخی سعی کردند امام را به گونه‌ای لیبرال معرفی کنند. امروز هم برخی امام را مطابق میل خود معرفی می‌کنند. لذا تحریف شخصیت ایشان خطر بزرگی محسوب می‌شود.  مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند: «در زمان حیات امام هم برای تحریف شخصیت امام کار می شد؛ از یک ‌طرف دشمن بود که از اول انقلاب سعی کرد در تبلیغات جهانی خود امام را به ‌صورت یک انقلابی خشک و خشن -از نوع آنچه در تاریخ انقلابهای بزرگ و معروف عالم مثل انقلاب فرانسه، انقلاب مارکسیستی شوروی و بعضی از انقلابهای دیگر می‌ شناسیم – معرفی کند؛ یک انسانی که خشک است و خشن است و گره ابروی او باز نمی شود و صرفاً نگاه می کند به مقابله‌ با دشمن و هیچ عاطفه ‌ای، هیچ انعطافی در او نیست؛ امام را این ‌جوری معرفی می‌کردند که این غلط بود. بله، امام قاطع بود، غیر متزلزل بود، در تصمیم خود -همان ‌طور که حالا عرض خواهم کرد – انسانی راسخ بود لکن مظهر عاطفه بود، مظهر لطافت بود، مظهر محبت بود، مظهر دلداری و دلدادگی در مقابل خدا و در مقابل خلق خدا، بخصوص نسبت به قشرهای مظلوم و مستضعف جامعه بود؛ این کاری بود که دشمن از روز اول در انقلاب ما، در تبلیغات جهانی نسبت به امام انجام می داد. در داخل هم بعضی ندانسته، بعضی هم دانسته [شخصیت امام را] تحریف می کردند؛ حتی زمان حیات خود امام. هر حرفی را که به ‌نظرشان پسندیده بود، به امام نسبت می دادند؛ درحالی ‌که ارتباطی به امام نداشت. بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته است؛ حتی تا آنجایی که بعضی حرفها و بعضی اظهارات، امام را به ‌صورت یک آدم لیبرال که هیچ قید و شرطی در رفتار او در زمینه‌ های سیاسی، حتی در زمینه‌ های فکری و فرهنگی وجود ندارد معرفی می کنند؛ این هم بشدت غلط و خلاف واقع است. ما اگر بخواهیم شخصیت امام را به معنای واقعی کلمه پیدا کنیم، این راه دارد؛ اگر ما این راه را -که عرض خواهم کرد – رفتیم، مطلب حل خواهد شد والا امروز کسانی می ‌آیند طبق میل خود و سلیقه‌ خود یک‌ جور امام را معرفی می کنند، ممکن است در فرداها کسان دیگری بیایند و بر طبق سلایق دیگری، بر طبق حوادث دیگری که در دنیا پیش می ‌آید، مصلحت بدانند که امام را جور دیگری معرفی کنند؛ این نمی شود. محبوبیت امام در بین مردم یک چیز ماندگار است؛ این را نتوانست دشمن از بین ببرد؛ برای همین، مسأله‌ تحریف شخصیت امامِ نافذ در دلهای مردمان زیادی -در کشور و بیرون از کشور – خطر بزرگی محسوب می‌شود».

حضرت امام خمینی در طول سالیان متمادی (قبل از تشکیل حکومت و در دوران تشکیل حکومت) اصول و مبانی‌ای داشته‌اند که می‌شود این اصول را در بیانات ایشان پیدا کرد. بازخوانی این اصول در بیانات ایشان راهی است که مانع از تحریف ایشان می‌گردد. اصول امام از زبان خلف صالح ایشان به بهترین شکل تفسیر به‌روز شده و چراغ راهی برای همه ماست.

1- اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی

امام اسلام ناب محمدی را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی در همه زمانها شامل اسلام سکولار (دین، جامعه، رفتار انسانها را جدای از اسلام می خواستند) و اسلام متحجر (نگاه متحجرانه به دین داشتند) می‌گردد. امروز هر دو نمونه اسلام مورد حمایت قدرتهای مستکبر از جمله آمریکا و اسرائیل است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار اسلام متکی به کتاب و سنت است. پیرو امام باید مرز اسلام ناب با اسلام سکولار و متحجر را شناسایی کند.

2- اعتماد به وعده الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر جهانی

یکی دیگر از اصول مکتب امام اتکال و اعتماد به وعده الهی و بی اعتمادی به دشمنان و مستکبران و قدرتهای جهانی است. ارتباط امام با دیگر کشورها، در حد معمول، مؤدبانه و محترمانه بود اما هیچگونه اعتمادی به مستکبرین و قلدران و تبعه و دنباله‌‌روان آنها وجود نداشت. رهبر معظم انقلاب در اینخصوص می‌فرمایند: «یکی از اصول امام اتکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ الهی، و نقطه‌ مقابل، بی‌‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده ‌اند. البته امام مؤدبانه حرف می زد اما مواضع قاطع و روشن خود را در آن نامه‌ ها بیان کرد و این توکل خود را امام مثل خونی در شریان ملت جاری کرد؛ ملت هم اهل توکل به خدای متعال شد، به نصرت الهی معتقد شد، و در این راه وارد شد. اینکه امام به مستکبرین هیچ اعتمادی و هیچ اعتقادی نداشت، موجب می شد که به وعده‌ های آنها اعتنائی نکند. رئیس ‌جمهور آمریکا -ریگان، که رئیس ‌جمهور مقتدری هم بود – به امام نامه نوشت و پیغام فرستاد و آدم فرستاد، امام به او اعتنائی نکرد، پاسخی به او نداد و اعتنائی نکرد و وعده ‌ای را که او داده بود، امام به هیچ گرفت.»

3- اعتقاد به اراده مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی

اعتماد و تکیه به مردم در مسائل مختلف کشور و سپردن امور به مردم یکی دیگر از اصول مهم مکتب امام خمینی است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره فرمودند: «اعتقاد به اراده‌ مردم و نیروی مردم، و مخالفت با تمرکزهای دولتی؛ این از جمله‌ خطوط اصلیِ حرکت امام است. در آن‌روزها سعی می شد به‌ خاطر یک برداشت نادرست، همه‌ کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول و وابسته شود؛ امام بارها و بارها هشدار می داد -و این هشدارها در بیانات ایشان به‌ طور واضح منعکس است – که این مسائل را به مردم بسپارید؛ اعتماد به مردم داشت در مسائل اقتصادی، اعتماد به مردم داشت در مسائل نظامی. این را توجه کنند: امام از اول پشتیبان ارتش بود؛ کسی که مانع از انحلال ارتش در کشور شد، شخص امام بود، با وجود این، نیروی سپاه را به ‌وجود آورد، بعد هم نهاد بسیج را به ‌وجود آورد؛ حرکت نظامی را یک جریان مردمی قرار داد. در مسائل اقتصادی، تکیه‌ به مردم؛ در مسائل نظامی، تکیه‌ به مردم؛ در مسائل سازندگیِ کشور، تکیه به مردم، که جهاد سازندگی را به راه انداخت؛ در مسائل تبلیغات، تکیه‌ به مردم؛ و بالاتر از همه مسأله‌ انتخابات کشور و آراء مردم در مدیریت کشور و تشکیلات نظام سیاسی کشور. در تمام طول این مدت -دوران حاکمیت امام بزرگوار ما ده سال است؛ از این ده سال، هشت سال در این کشور جنگ بود؛ شهرها بمباران می شد؛ جبهه‌ ها مشغول جنگ بودند – که شاید در حدود ده انتخابات در کشور انجام گرفت، انتخاباتهای گوناگون یک روز از تاریخ مقرر خودش عقب نیفتاد؛ در همه‌ مراحل، در همه‌ احوال، در همه‌ شرایط، امام بزرگوار اصرار داشت که انتخابات در وقت مقرر خود انجام بگیرد. اینکه در بعضی از کشورها معمول است حالت فوق ‌العاده اعلام می کنند، امام یک روز حالت فوق‌ العاده اعلام نکرد، به انتخابات اهمیت می داد.»

4- طرفدار حمایت از محرومان و مستضعفان و رد نابرابری اقتصادی و اشرافی گری

یکی از اصول قطعی امام این بود که باید فقر را ریشه کن نمود و به محرومان کمک نمود. ایشان در بعد مسائل داخلی کشور؛ حامی محرومان و برقراری عدالت اجتماعی و مخالف کاخ نشینی و اشرافی گری و نابرابری اقتصادی بود. مقام معظم رهبری در اینخصوص فرمودند: «در بُعد مسائل داخلی کشور؛ امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدت و حدت رد می کرد؛ اشرافی گری را با تلخی رد می کرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعی بود؛ طرفداری از مستضعفان شاید یکی از پر تکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیاناتشان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه ‌کن کنند؛ همه تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن طرف به مسئولان کشور هشدار می داد درباره‌ خوی کاخ ‌نشینی»

5- مخالفت صریح با قلدران بین المللی و مستکبران

مخالفت امام خمینی با زورگویان و مستکبران و طرفداری از مظلومان در بعد خارجی یکی دیگر از اصول امام خمینی بود. لذا ایشان تا روز آخر مخالف مستکبران و زورگویان و حامی مظلومان بودند. موضع جمهوری اسلامی نسبت به مردم مظلوم فلسطین، لبنان، غزه، پاکستان، افغانستان، یمن، بحرین، سوریه، عراق و تمامی ملتهای مظلوم همان موضع امام نسبت به فلسطین و افغانستان و ملتهای مظلوم است. رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «امام صریحاً در جبهه‌ مخالف قلدران بین‌ المللی و مستکبران قرار داشت، هیچ ملاحظه ‌ای نمی کرد. این است که امام در مقابله‌ میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه‌ مظلومان بود؛ صریح و بدون ملاحظه و بی ‌تقیه این را بیان می کرد. طرفدار جدی مظلومان جهان بود. امام با مستکبرین سرِ آشتی نداشت. واژه‌ «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی این تعبیر شیطان بزرگ خیلی زیاد است. وقتی شما یک کسی را، یک دستگاهی را شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار شما در مقابل او چگونه باشد، باید احساسات شما نسبت به او چگونه باشد؛ امام تا روز آخر، نسبت به آمریکا همین احساس را داشت؛ عنوان شیطان بزرگ را، هم به کار می برد، هم از بن دندان اعتقاد به این معنا داشت. متقابلاً امام بزرگوار در طول این سالیان دراز از فلسطین حمایت کرد، دفاع کرد. از فلسطین دفاع کرد، از افغانستان دفاع کرد. آن روزی که شوروی‌‌ها وارد افغانستان شدند، با اینکه ما گرفتار دشمنی آمریکا بودیم -دولتها معمولاً در این مواقع که با یک طرف گرفتاری دارند، با طرف دیگر می سازند – امام بزرگوار در همان حال در مقابل شوروی موضع قاطع گرفت، که این موضع قاطع را حتی بعضی از دولتهایی که گرایش غربی داشتند هم نگرفتند اما امام بزرگوار بدون هیچ ملاحظه‌ ای از ملت افغانستان حمایت کرد، از ملت لبنان حمایت کرد، فلسطینی‌‌ها را با کمال صمیمیت مورد حمایت خودش قرار داد. این منطق امام است در مورد مقابله‌ با استکبار.»

6- مسأله استقلال کشور و رد سلطه پذیری

اعتقاد به استقلال کشور در برابر اجانب و رد سلطه بر کشور یکی از اصول مهم مکتب امام خمینی به حساب می آید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: «یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکر امام، مسأله‌ استقلال کشور، رد سلطه ‌پذیری [است‌]؛ این هم یکی از سرفصل‌ های مهم است. من سال گذشته در همین جلسه به مستمعین آن سال عرض کردم، استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت؛ این معنای استقلال است. اینکه بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌ های فردی باشند اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردیِ اشخاص محترم باشد اما آزادی یک ملت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم نیست، قابل قبول نیست. متأسفانه کسانی هستند که تئوری ‌سازی می‌کنند برای نفی استقلال کشور، استقلال را گاهی به انزوا معنا می‌کنند، گاهی به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمی ‌آید، قلم‌ زنی می کنند و حرف می زنند؛ این حرفها هم در بین جامعه پخش می‌شود. کسانی این‌ جوری حرکت می‌کنند. این یک غلط بزرگ، یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام معتقد به استقلال کشور بود، معتقد به رد سلطه‌ [بر] کشور بود.

7- تکیه بر وحدت ملی و توجه به توطئه های تفرقه افکن

یکی از اصول مهم مکتب امام اصل وحدت بین مردم و مسئولان و دوری از اختلاف و تفرقه است. امروز یکی از سیاست های اصلی استکبار اختلاف افکنی و تفرقه است. رهبر معظم انقلاب در اینباره فرمودند: «یکی دیگر از خطوط اصلی تفکر امام و راه امام و خط امام مسأله‌ وحدت ملی است و توجه به توطئه ‌های تفرقه ‌افکن؛ چه تفرقه‌ براساس مذهب، شیعه و سنی؛ چه تفرقه‌ براساس قومیتها، فارس و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و امثال اینها. تفرقه افکنی یکی از سیاستهای قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما از اول بر روی وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت، یک تکیه‌ کم ‌نظیر داشت که این یکی از خطوط است. امروز ما این خط را هم باید دنبال بکنیم. امروز شما می ‌بینید در دنیا مسأله‌ تفرقه‌ دنیای اسلام یکی از سیاستهای اصلی استکبار است. آمریکایی‌ ها کارشان به آنجا رسیده است که حالا دیگر اسم شیعه و سنی می ‌آورند؛ اسلام شیعه، اسلام سنی؛ از یکی حمایت می کنند، به یکی حمله می کنند. در حالی که جمهوری اسلامی ایران از اول نسبت به این مسأله‌ اختلاف مذهبی یک نگاه کاملاً یکسانی داشت. ما با برادران فلسطینی ‌مان که سنی‌ اند همان جور عمل کردیم که با برادران حزب ‌الله لبنان که شیعه هستند عمل کردیم. همه جا یک جور عمل کردیم. نگاه امام بزرگوار ما در داخل کشور این بود، در دنیای اسلام نگاه جمهوری اسلامی نگاه امت ‌ساز است، امت اسلامی مورد نظر است. اینکه نوکرهای دست دوم آمریکا می ‌آیند مسأله‌ هلال شیعی را مطرح می کنند، این نشان‌ دهنده‌ سیاستهای تفرقه ‌افکن است. اینکه آمریکایی ‌ها علی ‌رغم تبلیغات فراوان، نسبت به همین گروه‌ های تفرقه ‌افکن تکفیری در عراق و سوریه مماشات می کنند این نشان ‌دهنده‌ این است که نقش تفرقه ‌افکنی از نظر دشمنان اسلام و مسلمین و دشمنان جمهوری اسلامی نقش بسیار برجسته ‌ای است.»

تشریح مهم ترین اصول مکتب امام خمینی و اشاره بر خطر تحریف امام مهمترین بخش سخنان رهبری را تشکیل می‌دهد. البته رهبری طی سالهای گذشته نیز به معرفی شخصیت امام در سالگرد ارتحال ایشان می‌پرداختند اما در سال‌های اخیر صراحتا واژه تحریف را به کار برده‎اند. به نظر می‌رسد در این برهه زمانی خطر تحریف امام و اصول مکتب ایشان بیش از گذشته احساس می‌شود. از طرف دیگر بیان خطر تحریف امام از سوی رهبری به دلیل است که برخی در داخل سعی دارند افکار خود را به نام امام معرفی کنند. این افراد که اصول مکتب امام خمینی را مانعی در برابر اهداف خود می‌دانند، لذا پروژه تحریف امام را برای رها نمودن اصول مکتب امام خمینی آغاز نمودند. در چنین شرایطی به فرموده رهبری بازخوانی اصول امام راه حل مقابله با تحریف شخصیت امام و راه امام است. تحریف شخصیت امام کشور از سوی برخی از زمان حیات ایشان و بعد از رحلت تا به امروز از سوی دشمن و در داخل صورت می‌گیرد. گرچه امام در وصیتنامه خود این تحریف را پیش‌بینی کرده بودند: «اکنون که من حاضرم، بعض نسبت ‌های بی ‌واقعیت به من داده می‌ شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می ‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می ‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌ که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم». از این رو تأکید رهبری بر تحریف شخصیت امام به عنوان خطر بزرگ باید مورد توجه قرار گیرد. این نکته متوجه کسانی است که گفتار خود را به امام نسبت می دهند. از این رو لازم است تمامی شاگردان قدیمی امام و دلسوزان و همین طور مؤسسه حفظ و نشر آثار امام نسبت به شناسایی اصول امام برای نسل های آینده بکوشند و با توجه به اصول امام تصویر صحیح و واقعی از امام و راه امام ارائه دهند. تأکید رهبری بر حمایت امام از مستضعفان و مخالفت با خوی کاخ نشینی به عنوان یکی از اصول امام متوجه کسانی است که اشرافی گری را ترویج می کنند و از زندگی سخت محرومان غافل هستند. امام طرفدار جدی محرومان و پابرهنگان و ساده زیستی بود. لذا مسئولین باید برای برقرای عدالت اجتماعی در جامعه بکوشند و از اقداماتی که اشرافی گری را ترویج می کند، بپرهیزند که اشرافی گری و ساختمان های مجلل در مکتب امام پذیرفتنی نیست.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید