انتشار بخش هایی منتشر نشده از سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی در اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش یکبار دیگر وی را به سطح اول توجهات رسانه ای آورد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سی ام مرداد، اجلاس مدیرّان و روسای آموزش و پرورش گفت: اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند. نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌هایشان آزاد شد و به دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معلمان باید وارد این فضا شوند. مطمئنم دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند.

هاشمی رفسنجانی2

در این سخنان چند نکته وجود دارد.

اول؛ قطعا هاشمی رفسنجانی به خوبی آگاه است که انتشار چنین سخنانی باعث برانگیختن واکنشهای زیادی می شود. سوال اساسی این است که وقتی این بخش از سخنرانی آقای هاشمی در همان زمان انتشار خبر اولیه یعنی 30 مرداد منتشر نشده، چه دلیل و اصراری وجود داشته که بعدا دوباره منتشر شود؟

دوم؛ ژاپنی ها و آلمانی ها هر دو در جنگ دوم جهانی تا آخرین لحظه مقاومت کردند. آلمان در نهایت با شکست در برابر حملات گسترده هوایی و زمینی قوای متفقین از شرق و غرب و ژاپن به ضرب دو بار استفاده آمریکا از بمب اتمی حاضر به ترک مخاصمه و جنگ شدند. آیا قیاس این دو کشور و وضعیت آنها با امروز جمهوری اسلامی ایران صحیح است؟ مگر اینکه آقای هاشمی هم باور داشته باشند که برجام خارجی و برجام داخلی (FATF) حکم همان حملات گسترده نظامی و اتمی به آلمان و ژاپن را دارد؟

سوم؛ شما که مفسر قرآن هم هستید، آیه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ» مگر مومنان را سفارش به تجهیز و تدارک برای دفاع و فراتر از آن ایجاد توان لازم برای تهاجم در صورت لزوم نمی کند؟ آیا در روزگاری که منطق هم حکم می کند علاوه بر ارتقای توان دفاعی، توان تهاجمی خود را نیز تقویت کنیم تا دشمن خیالهای خام علیه ما در ذهن نپروراند، به زبان راندن چنین سخنانی رواست؟

چهارم؛ سنگ بنای پیشرفت امروز آلمان و ژاپن به اعتبار سرمایه گذاری های گسترده ایالات متحده نهاده شده است. طرح مارشال که معرف حضور حاج آقا هست حتما؟

آیا منظور ایشان این است که حالا باید برویم زیر بلیط آمریکا تا با سرمایه و دانش آمریکایی و صد البته هدایتهای روشنگرانه آن جنابان به پیشرفت نائل شویم؟

از سوی دیگر این نکته بر کسی پوشیده نیست که سردمدار عموم پیشرفتهای تکنولوژیک امروز جهان ارتش آمریکاست. تقریبا همه رشته های دانش های پیشرفته امروز جهان، بر اساس نیازهای نظامی ایالات متحده آمریکا پایه گذاری شده اند. از ساخت اولین ماشین حساب های دنیا در سال 1820 که اجداد کامپیوترها و در کل لوازم دیجیتال و حتی ارتباطات دیجیتال امروز جهان بودند، تا پزشکی و داروهای فعلی و پیشرفتهای دیگر در زمینه های ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست و غیره.

وقتی غالب پیشرفتهای علمی جهان برای پاسخ به نیازهای نیروهای نظامی بوده است، آیا عاقلانه است که بگوییم ما نیروی نظامی را کنار بگذاریم تا پیشرفت کنیم؟ البته که قصد و نیت جمهوری اسلامی این نیست که پیشرفت علم را اول و صرفا در اختیار نظامی گری بگذارد، اما تجربه مذکور نشان می دهد که اتفاقا یک نیروی نظامی قدرتمند می تواند به نحوی موتور محرکه پیشرفت هم باشد.

در کنار همه اینها نگاهی به جایگاه فعلی ژاپن و آلمان در فهرست کشورهایی که بالاترین ارقام بودجه ای را صرف توسعه توانمندیها و نیروهای نظامی خود می کنند نیز خالی از لطف نیست که در آن ژاپن و آلمان به ترتیب در جایگاه هشتم و نهم قرار دارند.

پنجم؛ آسیب پذیری از نگاه هاشمی رفسنجانی چه تعریفی دارد؟ درست است که امروز در کشورمان طیف رنگارنگی از آسیبها را شاهد هستیم، اما حتما حاج آقا مستحضر هستند که بالاخره ما در داخل گوشت یکدیگر را هم که بخوریم، استخوانش را دور نمی اندازیم. بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در جهان – در میان حدود 900 پایگاه نظامی خارجی آمریکا- با بیش از 84 هزار نیروی نظامی ثابت –که بسته به وضعیت افزایش هم می یابد- در آلمان مستقر است. پایگاههای نظامی آمریکا در ژاپن نیز معرف حضور هستند؛ اخبار تجاوز سربازان یانکی به دخترکان کم سن وسال ژاپنی که زود به زود منتشر می شود. هیچ دادگاهی هم در ژاپن به قول شما آسیب ناپذیر یارای التیام بخشیدن به زخم های وارد شده بر روح و پیکر این دخترکان کم سن و سال را ندارد.

این پایگاهها در واقع برای صیانت از جریان گردش سرمایه و دانش آمریکایی در کشورهایی مثل آلمان و ژاپن مستقر شده اند والا این کشورها که برای آمریکا تهدید بالفعل که هیچ بالقوه هم نیستند.

ششم؛ این راهی که می فرمایید باز شده است، دقیقا کجاست؟ دقیقا چیست؟ اگر منظورتان شناخت و تکیه بر توان داخل است که این راه نزدیک 38 سال است باز شده اما دولتمردانی چون شما اجازه ندادید جان بگیرد.

آقای هاشمی، باور کنید که تنها و تنها راه آسیب ناپذیری کشور چه در عرصه اقتصاد و چه در سایر عرصه ها که قطعا پیوسته و مرتبط با هم هستند، تکیه بر توان بومی است.

شما و یار دیرین شما که امروز بر کرسی ریاست جمهوری نشسته اما نشان داده اید –چنانکه همین سخنان تان گواهی می دهد- چشم امیدتان به خارج از مرزهای این سرزمین است.

مدیران و معلمان و به قول شما دلسوزان باید وارد کدام فضا شوند؟

هفتم؛ شما مطمئن هستید که «دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند». اولا این «آنجا» دقیقا کجاست؟ ثانیا شما مطمئن هستید که روحانی در دوره بعد هم برای دومین بار منتخب مردم خواهد بود؟ این اطمینان از کجا بر ضمیر جنابعالی نازل شده است؟ با کدامین علم و آگاهی چنین مطمئن سخن می رانید؟ هل تعلم شیئا الذی لایعلم الآخرون؟ آیا شما از مطلبی مطلع هستید که دیگران از آن بی خبرند؟ چه کسی به شما چنین اطمینانی داده است؟

اگر فردای روزگار مردم تصمیم گرفتند در انتخابات زمام امور را به فرد دیگری بسپارند، باید در رودربایستی شما و این اطمینان تان بمانند؟ اگر بدون رودربایستی به فرد دیگری برای ریاست جمهوری اقبال کردند، آن وقت شما به سیاق سابق دوباره «کلید» واژه تقلب را به کار نمی برید؟

اصلا چرا فکر می کنید شما همه چیز را می دانید؟ چرا فکر می کنید از مردم بیشتر و بهتر می فهمید و می دانید؟ چرا امروز منتقد رفتارهایی شده اید که بخش قابل توجهی از آنها در دولت خود شما در پیکره جامعه نهادینه شده است؟

برخی مواضع و حرفهای امروز شما در دفاع از آزادی اندیشه و بیان مردم خیلی حرفهای قشنگی است، اما آیا انکار می کنید که همین آزادی اندیشه و بیان مردم در دوره ای که خودتان قدرت را در دست داشتید، نه محدود که از مردم سلب شده بود؟

آقای هاشمی چرا فکر می کنید همیشه می توانید جای مردم و برای مردم تصمیم بگیرید؟ بهتر است چنانکه آقای ناطق نوری اخیرا گفته اند به مردم و نظر ایشان احترام بگذارید و اجازه دهید خودشان برای سرنوشت و آینده خودشان تصمیم بگیرند و به رای و نظر آنها هر چه که بود، احترام بگذارید.

 

هاشمی رفسنجانی1

البته ذکر این نکته در پایان خالی از لطف نیست که آقای هاشمی برای صرفه جویی در هزینه های نظامی می تواند از حذف حضور محافظان مسلح در کنار خود و اعضای خانواده و خانه اش کار را شروع کند.

انتهای پیام/

1 دیدگاه

  1. Vahid:
    غائله FATF را پیش بینی کرده بودیم

    روزنامه وطن امروز در ۲۱ اردیبهشت سال ۹۳ مطلبی از صاحب این قلم منتشر کرد با عنوان “جان کری از کدام تصميم بسيار دشوار ایران سخن گفته است؟”. آن روز گفتیم تصمیمات دشوار مدنظرآمریکا که در مصاحبه جان کری بدان اشاره گردیده، با هدف مهار قدرت ایران در مسیر رسیدن به “جایگاه هژمونی منطقه ای” است. گفتیم آمریکایی ها عناصر سه گانه ای را در ایران هدف گرفته اند که در اصطلاح علمی توان تخریب و ایذاء (heart and destroy) خوانده می شوند و ایران باید درخصوص آنها “تصمیمات دشوار”  بگیرد. در مقاله اردیبهشت ماه نود و سه اشاره کردیم که این عنصر قدرت، حول مسأله توان حزب الله در لبنان می چرخد و قطعاً استکبار در مرحله ای که پس از کشیدن دندانهای هسته ای ایران باشد مذاکرات را به منوط به حذف قدرتهای ایذایی کشورمان خواهد کرد. امروز می بینیم که این پیش بینی حتی فراتر از حد انتظار بوقوع پیوسته است. 

    مقاله مذکور را پس از انتشار به محضر پروفسور دهقانی فیروزآبادی ـ تحلیلگر ارشد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ـ عرضه داشتم. استاد در کمال سماحت نگاشته های این کمترین را مطالعه کرده و هفته بعد در کلاس سیاست خارجی ایران گفتند غیرممکن است که مذاکره کنندگان برای رسیدن به توافق در حوزه هسته ای، توان ایذایی کشور آنهم در حد قدرت حزب الله را وجه المصالحه قرار دهند. شاید آنها حداکثر قول داده باشند حزب الله کمتر تکاپوهای عملیاتی داشته باشد و در عوض، تحریم های بیشتری رفع گردد وگرنه مذاکره مستقیم بر سر موضوع های این چنین محالست.

    مجدداً در ۸ تیرماه سال ۹۳ مقاله مفصل تری با عنوان “عامل موازنه ای به اسم «حزب الله» ، نگاهی به مسأله حزب الله در مذاکرات ایران و غرب” در روزنامه وطن امروز به طبع رساندم. در آنجا اشاره کردم که “وزارت دفاع آمریکا در خرداد ماه سال جاری(۹۳) مطلبی از رئيس ستاد مشترک ارتش خود منتشر کرد که حکایت از یک طمع هژمونيک برای بلعيدن و حل مفهومی به اسم «حزب الله» در منطقه دارد. این مساله در یک ارتباط وثيق ارگانيک با مجموعه مذاکرات ایران و غرب است و بر مهندسی مجددی که دولت اعتدال برای ارتباطات خارجی کشور تعریف کرده، سایه ناگزیری انداخته است”.

    در انتهای آن مقاله پنج صفحه ای نیز استنتاج نمودیم که “غرب و نيروهای منطقه ای (یعنی رقبای ایران)، به مساله ابعاد تهاجمی و جنبه های “تهدیدی” قدرت ایران میپردازند و هدف نهایی آنان نيز مهار و سرکوب این جنبه هاست….اما در صورتی که توان برون مرزی و قدرت تخریبی ایران (با تعریف علمی مکاتب روابط بين الملل) از دست برود، باید دانست آمریکاییها برای هميشه از مفهومی به نام قدرت جمهوری اسلامی آسوده میشوند و البته برنامه های آتی نظام برای هرگونه نيل به قدرت منطقه ای از حيّز انتفاع ساقط خواهد شد.”

    بیش از یک سال می گذردکه هیچ مطلبی از این کمترین در وطن امروز منتشر نمی گردد. از آنروی که الخَیرُ فِی ما وَقَع، فلذا خودبخودگذشت زمان صحت پیش بینی های مبتنی بر مطالعات علمی را اثبات می سازد. علومی که نشان از جریان نظم پولادین در سنن الهیه دارند. سنتی که در جوار بلندای “وَ السّماءَ رَفَعها”، عمق “وَضَعَ المِیزانَ” را نیز در کالبد خویش دارد. همانطور که در تابستان ۹۳ پیش بینی کردیم سه عنصر “توان موشکی ـ سپاه قدس ـ حزب الله لبنان” در پس مذاکرات هسته ای طعمه استیلاجویی غرب خواهند شد و امروز در تابستان نود و پنج شاهدیم از هزار مأذنه صدای واویلا در اجرایFATFبرپاست و اکنون آنچه البته به جایی نرسد فریادست!!!!!  

    اکنون فریاد مطبوعات مثلاً انقلابی بر سر هاشمی یا قوه مجریه، مصداق همان جیغهای بنفشی است که خودشان مدام درباره دیگران بکار می بردند. امروز این چاقوکشیدنها در کوچه بن بست رنگی ندارد، چون دیگرکار از کار گذشته و رفسنجانی از واقعه ای تمام شده حکایت می کند. اصولاً غوغاسالاری های همین روزنامه نگاران بوده که همواره بر دلسوزی های محقـّقین سایه می افکند تا فجایع به موقع بر آفتاب نیفتند فلذا اکنون دیگر ژست غیرتمداری ارزشی نخواهد داشت.
    در حقیقت اشارات هاشمی بر مفهوم امکان پیشرفت کشور بدون داشتن یال و کوپال نظامی، دقیقا برای به مرگ گرفتن است تا ملت به تب راضی شوند.
    هاشمی به عنوان یک رئالیست موقعیت گرا خوب می داند که نه خاورمیانه مثل آسیای جنوب شرقی است نه ایران همانند اروپای غربی است که بدون توان نظامی بتواند تحقیرهای بین المللی را با ساخت بنز و دارو، درمان کند. او به هیچ وجه نمی خواهد در بطن منطقه ای که بر سر نفت آن هر روز ده ها انسان ذبح می شوند، برای قلب تپنده خاورمیانه عمل باز تجویز و اجرا کند.
    پس امروز این تفکر همیشه حاکم در پی چیست؟ آیا حاضریم پویش های منطقه ای و تحولات علمی را بدرستی تحلیل کنیم تا جواب این سؤال را بدانیم؟من که بعید می دانم چنین همّتی در فعالان رسانه ای کُلّهم اجمَعین باشد.
    دکتر ابراهیم متقی در همایش

    دیپلماسی هسته ای که در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد همراستا با سایر اساتیدی که میانه چندانی با سیاستهای جلیلی و احمدی نژاد نداشتند، سخن مهمی که گفت که علیرغم میل دانشجویان دو ستاره و سه ستاره حاضر در همایش، حقیقت امروز را پیش بینی نمود. این استاد دانشگاه تهران که بحق یکی از آمریکاشناسان زبردست کشورماست ضمن تبیین شواهدی بر این که ظریف دانشی در سیاست بین الملل ندارد رفتار غربی ها را برخلاف رفتار غوغاسالار ما دانست که به هم فحش می دهیم و به جان هم می پریم و بخوبی یادآور شد که غربی ها رفتارشان کاملاً “حقوقی” و در عین حال “بسیار بی رحمانه” است. امروز با اجرای طلیعه FATF بخوبی آن بی رحمی حقوقی آشکار شده است.

    هاشمی و متولیان خودخوانده نظام و انقلاب البته از این بی رحمی بخوبی مطلعند و مقاومت را بیهوده می دانند همانطور که در تصویب قراردادهای الجزایر با امضای یک طرفه بهزاد نبوی بر دیدگاه خویش صحه نهادند و تنها سودی که از واقعه لانه جاسوسی کسب کردند حذف و سرکوب تمامی مخالفان خویش از صالح و طالح بود. امروز هم اگر هیلاری کلینتون پیروز رقابت آمریکا شود که ظاهراً هم می شود، فشارهای بی رحمانه تشدید می گردند و کشور باید همان سه عنصر قدرت خیز حزب الله ، توان موشکی و سپاه پاسداران را بدهد یا به نوع دیگری از حکومت تن در دهد. البته برای تفکر عملگرای هاشمی ساختار امنیتی لازم برای بقا در قدرت یک امر ضروری است تا بدان وسیله بتواند رندانه هر توان سازماندهی مردمی را در ایران پهناور خرد کند. تفکر مزبور راهی برای اصلاح اقتصاد و تدبیر امور مملکت جز پیوستن به آغوش نظم جهانی (world order) نمی شناسد و می داند بدون آن ادامه اداره مملکت ناممکن است وانگهی به طور مبنایی اعتقادی هم به آزادی به عنوان چتری بر فراز مؤلفه های دین داری ـ هنرورزی ـ علم محوری برای ساختن تمدن دینی ـ ملی ندارد هرچند بدبختی اینجاست که آن دسته از مخالفان جریان مذکور که مجال بیان نظر دارند، نیز به طریق اُولی با آزادی های مدنی میانه ای ندارند فلذا در هر زمینی که وارد می شوند بازی را سی بر هیچ واگذار می کنند.  

    پس راهی نمی ماند جز اینکه پیش از آغاز فشارهای کلینتونی بر ایران و توسعه تفکرات منظّم کسانی همچون آنا ماری اسلاتر ـ که وزیر خارجه محتمل دموکراتها باشد ـ خودمان ـ یعنی پدرخوانده های مُلک و ملت ـ سیگنالهای لازم  را به کدخدا ارسال کنیم. ساختار انقلابی وتوان ایذائی را بدهیم و در عوض در داخل هرچه خواستیم انجام دهیم. این برنامه از ابتدای مذاکرات در نظر اربابان سیاست ـ از هر دو طرف میز ـ وجود داشته است. در چنین صورتی است که آمریکا با آسودگی خاطر می تواند به استراتژی امنیت ملی خویش در خصوص چین و پاسیفیک مشغول گردد. آمریکا بر خلاف تصور غالب، در پی پایان خونریزی ها و اجرای امنیت کامل در خاورمیانه نیست تا آنگاه به سراغ پکن برود بلکه با استفاده از تئوری های نافذ میرشایمر و اشارات دقیق کیسینجر معلومست که تنها هدف غرب، برقراری موازنه قوای منطقه ای در مناطق ژئواستراتژیک است تا با اطمینان از نبودن انگیزه های هژمونی جویانه خصوصا در خاورمیانه، بر استیلای خویش و امنیت اسرائیل اعتماد دو چندان کند.

    اربابان داخلی نیز می پسندند بدون راه افتادن مجدد شعارهای هشت ساله برای کسب و نگهداری “حقّ مسلّم ما” ، یکضرب دعوا را تمام شده اعلام کنند. بی آنکه نیاز باشد یک وفاق ملی بنحوی راستین در کشور پدید آید همان حاکمان برج عاج، کرسی قدرت را بچسبند و خودشان دست ایران را از تکاپو برای احراز جایگاه برتری منطقه ای عقب بکشند. شاید گورباچف هم همین طور می اندیشید و صادقانه گلاسنوست را نیم بندانه اجرا کرد و نهایتاً بی آنکه اداره مملکت را به خود ملت بسپارد، دست به اصلاحاتی پدرسالارانه زد اما در نهایت نه فقط استقلال بلکه تمامیت ارضی کشورش را نیز منطبق با خواست رقیب بر دست باد سپرد.کیست که نداند آزادی و استقلال دو روی یک سکه اند؟

     .

دیدگاه خود را منتشر نمایید