روابط جمهوری اسلامی ایران با همسایگانش همواره یکی از مسائل بحث‌برانگیز دولت‌های مختلف در کشورمان بوده است. با روی کار آمدن دولت یازدهم و با سرلوحه قراردادن دیپلماسی به اصطلاح فعال، سعی در تنش‌زدایی با همسایگان علی‌الخصوص همسایگان جنوبی و اعراب حاشیه خلیج فارس داشت. اما هرچه پیش رفتیم، این دیپلماسی پاسخ عکس داد. خوب به یاد داریم که علی‌رغم حضور عالی‌ترین مقامات دولتی ایران در استانبول ترکیه، کنفرانس سران سازمان همکاری‌های اسلامی در بیانیه پایانی خود با ادبیات تندی به ایران حمله و متحدان ایران را گروه‌های تروریستی خواند! در بیانیه منتشره این سازمان اعلام شده سازمان همکاری اسلامی اظهارات تحریک‌آمیز ایران در مورد اجرای احکام قضایی صادره علیه شماری از تروریست‌های جنایتکار در عربستان را محکوم می‌کند و آن را مداخله آشکار در امور داخلی این کشور می‌داند. در ادامه این بیانیه، شورای وزرای امور خارجه سازمان همکاری اسلامی، اقدامات عربستان در مواجهه با حمله به سفارت و کنسولگری این کشور در ایران حمایت کرد. این شورا بدون اشاره به جنایات سعودی ها در یمن، از تلاش های ادعایی عربستان و تمام کشورهای عضو در مبارزه با تمام اشکال تروریسم حمایت کرد. خشم روحانی از آنچه در کنفرانس همکاری‌های اسلامی گذشت، به خوبی بیانگر موقعیت ایران در معادلات منطقه ای دولتی است.

شاید در نگاه نخست، متن بیانیه برای ما تأسف‌آور خوانده شد؛ اما وقتی این تأسف به «شکست دیپلماتیک» نزدیک می‌شود که بدانیم به جز ایران، تنها کشوری که با این عبارات مخالفت کرد لبنان بود! البته الجزائر هم با بند مربوط به تقدیر از عربستان بابت قطع روباط با تهران مخالفت کرد. به راستی دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه دولت یازدهم چه کرد که ایران تا این حد در منطقه خود و در میان کشورهای اسلامی منزوی و مطرود شد؟ چه اتفاقی افتاد که حتی کشوری مانند عراق هم در این مواقع – که کشورهای عربی تمام قد علیه ایران و حزب الله موضع می‌گیرند – حاضر به حمایت از تهران و محور مقاومت نشد؟

شاید در نگاه اولیه، انزوای ایران در منطقه به حضور پررنگ ایران در سوریه منتسب شود. اما واقعیت این است که این ادعا کاملا بی‌پایه است! ایران در سال 2012 و 2013 بابت حضور در سوریه، به مراتب بیشتر از الآن تحت فشار بود. در آن زمان، ایران علنا به سرکوب و ترور متهم می‌شد و حتی بسیاری از شخصیت‌های جهان عرب و اسلام، ایران را به «انتقام» تهدید می‌کردند! وضعیت دولت مستقر در دمشق و نظام سوریه هم به مراتب بدتر از الآن بود؛ و بیش از 40 کشور جهان رسما دولت انتقالی و در تبعید معارضان سوری را به رسمیت شناخته بودند. این در حالی است که الآن به جز 3 کشور(عربستان سعودی، ترکیه و قطر) تمام کشورهای جهان در مذاکرات اولیه ژنو4 با بقای بشار اسد در رأس نظام سوریه برای مدت معین موافقت کرده‌اند و همگرایی و تعامل فعلی میان روسیه (به عنوان اصلی‌ترین بازیگر سیاسی حامی دمشق در مذاکرات بین‌المللی) و آمریکا و غرب در پرونده سوریه به بالاترین سطح خود طی 6 سال اخیر رسیده است.

در ادامه دیپلماسی انفعالی ایران، درخواست ظریف از پادشاه فرتوت کویت برای وساطت با آل‌سعود و اعطای ویزای حضور وزرای(غیرسیاسی) ایرانی در عربستان هم بی‌نتیجه ماند!

این وضعیت نشان دهنده شکست کامل استراتژی های وزارت خارجه در مسائل منطقه ای است. بیش از 4 سال از حضور تیم جدید در رأس وزارت خارجه می گذرد، اما حتی یک مورد از تلاش های مستمر و مؤثر برای گشودن افق‌های همکاری با کشورهای منطقه‌ای را شاهد نیستیم!  ظریف از دیدارهای صمیمانه با وزیر خارجه امارات شروع کرد؛ اما نهایتا به دعوای توئیتری وحشتناک میان طرفین منتهی شد! در دولت یازدهم، ایران – با وجود اصلاح روابط با غرب- روز به روز شاهد افزایش تنش با همسایگان بود.

اینبار هم کشور کوچک کویت در اقدامی تحقیرآمیز،  ضمن بستن دفتر رایزن فرهنگی ایران در این کشور، تعداد دیپلمات‌های ایرانی در سفارتخانه را کاهش داد و این در حالی است که رسانه‌های زنجیره‌ای حامی دولت، با دلخوشی نوشتند که سفیر ایران اخراج نشده است! کمی تعجب برانگیز است که امروز این رسانه‌ها مانند کبک سر در برف فرو کرده و واقعیات جامعه را نمی‌بینند.

شاید اتفاقات اخیر در کویت و اجلاس ژنو درخصوص مسئله سوریه، به خوبی بیانگر شکست و ناکارآمدی دولت یازدهم در معادلات منطقه‌ای باشد. در این شرایط، دست روی دست گذاردن و عکس‌العمل نشان ندادن، تنها به موقعیت وزارت خارجه در داخل ضربه می‌زند و با انتقال تنش‌های منطقه‌ای به داخل، موقعیت ایران در منطقه را بیش از پیش تضعیف می‌کند و اقتدار ایران اسلامی در منطقه زیر سوال می‌رود.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید