آخرین جلسه علنی مجلس برای بررسی برنامه‌ها و سوابق وزرای پیشنهادی حسن روحانی برای دولت دوازدهم، صبح روز گذشته در بهارستان تشکیل شد تا با دریافت دفاعیات دو وزیر باقیمانده و سخنان پایانی رئیس جمهور، کار رای اعتماد به وزرا انجام شود.

پس از دفاعیات وزرا، رئیس جمهور در جایگاه ناطقان قرار گرفت تا آخرین تلاش خود را برای دفاع از وزرای پیشنهادیش به کار گیرد. رئیس دولت دوازدهم در سخنانش از اقتصاد و سیاست و فرهنگ تا ورزش سخن گفت و البته باز هم داستان «خزانه خالی در آغاز دولت یازدهم» را که وزرای دولت دهم بارها این داستان را به مناظره طلبیده‌اند، تکرار کرد؛ این بار درباره «صندوق های بازنشستگی» و البته به بهانه اینکه «شرایط سختی پیش رو داریم»! البته سخنان رئیس جمهور خالی از کنایه و توهین به منتقدان برجام و منتقدان سکوت مقابل نقض برجام هم نبود؛ تا جایی که وقتی می خواست از محمدجواد ظریف وزیر پیشنهادی امور خارجه و رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای دفاع کند، گفت: «کسانی که مقابل آمریکا سر خم می‌کنند مدام هل می‌دهند که برجام بهم بخورد»! حالا معلوم نبود که رئیس جمهور به مخالفان معاند خارجی اشاره دارد یا منتقدان دلسوز داخلی. آقای روحانی دیروز در مجلس با بیان اینکه «علاوه بر خزانه، صندوق‌ها را نیز خالی تحویل گرفتیم»، افزود: یک وقتی ما می‌خواستیم بدویم روبروی ما یک در بسته به نام تحریم بود. حالا این در شکسته شده. بعضی‌ها می‌خواهند همان ابتدای راه بایستند و می‌گویند خب در شکسته شد نتیجه‌اش کو؟! خب باید حرکت کنی. وی همچنین درباره وزیر نفت گفت: آقای زنگنه جوانی را آورد، گفت این وزیر بشود، خودم کنار دستش هستم و می‌شوم مشاورش. پیشنهادش وسوسه کننده بود. اما من گفتم آقای زنگنه، من 100 میلیارد دلار سرمایه خارجی می‌خواهم. وزیری می‌خواهم که اسمش برند باشد. همه دنیا را بشناسد تا بتواند برود و سرمایه خارجی بیاورد. روحانی در پایان صحبت هایش با خنده خطاب به مجلس گفت: «از شما رای قاطع می‌خواهیم؛ حالا بالای ۲۰۰ رای هم باشد ما راضی هستیم تا امروز عصر هیات دولت کارش را با نشاط بیشتری شروع کند»، البته این بار هم تلاش کرد تا حاشیه ها را کنار نگذارد به همین دلیل باز هم داستان کنسرت را به عنوان مشکل اصلی جا انداخت آن هم در شرایطی که انتخابات تمام شده است. رئیس دولت گفت: «وقتی که کنسرتی مجوز می‌گیرد تا اجرا شود، دیگر نباید بر روی او قفل زد؛ قفل زدن که کار ساده ای است، یک کلید بیاورید آن را باز کنید»، برخی نمایندگان هم فریاد زدند «با کلید شما».

درباره این اظهارات ابهامات و پرسش‌هایی مطرح است از جمله اینکه اگر خزانه و صندوق‌ها خالی بودند چگونه حداقل 300 مدیر (اذعان رئیس جمهور) حقوق‌های نجومی 30 تا 230 میلیونی (و بعضاً پاداش‌های تا 500 میلیون تومان) می‌گرفتند و مثلاً حقوق رئیس صندوق توسعه ملی 57 میلیون تومان بود؟ اگر صندوق‌ها خالی بود چگونه فساد 8 هزار میلیارد تومانی در صندوق ذخیره فرهنگیان رخ داد؟

اگر تحریم‌ها واقعاً برداشته شده، چرا همچنان در تراز تجارت خارجی، کفه واردات لوکس و مصرفی غیر ضرور و یا دارای مشابه داخلی، بر صادرات سنگینی می‌کند؟ آیا واقعیت این نیست که چون تحریم‌ها و از جمله یوترن (چرخه دلاری) باقی است، دولت مجبور است ضمن حفظ ظاهر و علنی نکردن ماجرا، بخش عمده درآمد فروش نفت را به واردات تحمیلی غیر ضرور و در عین حال کمرشکن برای تولید داخلی (ضد اشتغال) اختصاص دهد؟

از 27 دی ماه 94 یعنی 19 ماه قبل باید تحریم‌ها برداشته می‌شد اما آیا دولت می‌تواند بگوید از آن 100 میلیارد دلار مورد انتظار چند میلیارد دلار سرمایه خارجی اجازه ورود به ایران پیدا کرده است؟ چرا متوسط حجم سرمایه‌گذاری خارجی در دولت روحانی بسیار پایین‌تر از دولت دهم بود؟ درباره وزیر نفت، بله آقای زنگنه به تعبیر روحانی برنده است. اما برند چی؟! از فساد و رشوه شرکت استات اویل تا رشوه 60 میلیون دلاری توتال و سپس رشوه و زد و بند در قرارداد ننگین کرسنت، همگی در دوران وزارت ایشان رخ داده و یک رکورد کم‌نظیر در دنیاست. آقای روحانی نمی‌تواند از یاد ببرد که سال 1381 درباره همین قرارداد کرسنت، چه نامه اعتراضی شدیدی به رئیس دولت اصلاحات نوشت. حداقل خسارت کرسنت از سوی مقامات دولت روحانی، 18 میلیارد اعلام شده است. اما درباره نهی آزمون و خطا باید پرسید آیا خطایی بزرگ‌تر از اعتماد به شیطان بزرگ و ابراز خوش‌بینی به توافق با آنها و ابراز امیدواری اولیه به اینکه بتوانیم ده برجام دیگر منعقد کنیم، وجود دارد؟ آقای روحانی همین چهارشنبه گذشته در مجلس اذعان کرد «آمریکا نه شریک خوبی است و نه طرف مذاکره قابل اعتماد.»

آقای روحانی زمانی که در سال 92 عنان کار را در دست گرفت تا روز پایانی خدمتش همواره با بهانه‌های مختلف منجمله همین خالی بودن خزانه، تمامی ضعف های دولت در زمینه عدم عملکرد صحیح و فشل بودن کابینه را توجیه کرد و دستاوردی تقریبا هیچ، رکودی بی سابقه، تورمی ادامه دار، نقدینگی سرسام‌آور و … را به کشور تحمیل کرد. حال امروز و این ادبیات، مارا به یاد ادبیات 4 سال پیش می‌اندازد و متأسفانه نوید چهارسال بی برنامگی و عدم عملکرد صحیح را نوید می‌دهد.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید