پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ شد و حتی معاون اول رییس‌جمهور به عنوان فرمانده ستاد اقتصاد مقاومتی برگزیده شد تا دولت تمام قد در این مسیر قدم بردارد. اما متاسفانه از اقتصاد مقاومتی تنها جلسه، نشست، بنر و نماهنگ دیدیم. در عرصه عمل آنقدر این سیاست‌ها کند پیش رفت که رهبر معظم انقلاب نیز لب به انتقاد گشودند و تاکنون چندین باز از عدم اجرای دقیق این سیاست‌ها گلایه کرده‌اند.

این روزها هم در حالی سپری می‌شود که بخش خصوصی چشم به انتخاب رجل اقتصادی کابینه دوخته تا ببیند چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود. سال 96 توام با انتظار فعالان اقتصادی برای اجرا شدن مطالبات خود از دولت فعلی است. در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توان گفت اگر این انتخابات باعث رکود یا توقف فعالیت‌های اقتصادی در شش ماهه اول سال جدید نشود، نوعی ثبات و یکنواختی بر اقتصاد حاکم خواهد بود.

علی‌رغم اینکه رشد اقتصادی در سال‌های اخیر و بخصوص سال گذشته وضعیت بهتری نسبت به گذشته داشته است باید توجه داشت که این رشد ثمره محصولات نفتی یا صنایع بزرگ مانند خودرو و فولاد بوده است و بی‌تاثیر بودن رشد اقتصادی بر وضعیت معیشتی مردم به دلیل توجه کمتر به صنایع کوچک و متوسط بوده است. به نظر می‌رسد اولین و مهمترین ویژگی دولت جدید باید توجه به واحدهای کوچک و متوسط باشد، چراکه این واحدها اشتغالزایی بالایی دارند و ثمره آنها در سطوح پایین‌تر است که در وضعیت معیشتی مردم و رونق بازار تاثیر بیشتری خواهد داشت.

البته برای بهبود این شرایط باید تکلیف سیستم بانکی کشور مشخص شود. در حال حاضر بانک‌ها به دلیل کمبود منابع با مشکل مواجه شده‌اند. این در حالی است که شفافیت آماری وجود ندارد تا بدانیم منابع دست چه کسانی است، چه میزان مربوط به بخش خصوصی بوده است، چه میزان از منابع اصل پول و چه میزان جریمه و سود بانکی است. کمبود منابع مالی منجر شده که بانک‌ها نتوانند تسهیلات مورد نیاز را به بخش‌خصوصی پرداخت کنند. نوعی افسارگسیختگی در سیستم بانکی به وجود آمده است و شاید تعین و تکلیف قانون بانکداری کشور کاری است که انتظار می‌رود دولت و مجلس به آن بپردازد. اینکه برای سرمایه‌گذاری با کمبود منابع داخلی مواجه هستیم امری مشهود است و البته وجود تحریم‌های ساختاری و همچنین تحریم‌های جدید نیز باعث می‌شود سرمایه‌گذار خارجی رغبت چندانی به حضور در بازار داخلی نداشته باشد.

اما در دیگر سو، «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا پس از روی کار آمدن، عملا دست به عملی کردن شعارهای اقتصادی تبلیغاتی خود کرد. شاید ما بخاطر نوع نگاهمان، رفتارهای استکبارمنشانه آمریکایی‌ها و ترامپ را قبول نداشته باشیم؛ ولی قبول کنیم که با همین سیاست‌ها بوده است که بوئینگ در شش ماهه اول ۲۰۱۷ توانسته است ۵۰ میلیارد دلار مشتری خارجی کسب کند و لاکهید مارتین به سود اقتصادی ۹درصد برسد. هفته ای که گذشت در آمریکا به نام “هفته ساخت آمریکایی” لقب گرفت. ترامپ برای ما همان ترامپ مستکبر و زیاده خواه است؛ ولی برای برخی که نگاهشان به کدخداست این حرکات و رفتارها می‌تواند نقطه عطفی در نگاه به تولید ملی باشد. پس از ناموفق بودن سیستم اجرایی کشور در مدیریت جهادی و سلطه مدیریت فرتوت و خسته بر اقتصاد کشور و همچنین عملی نشدن دقیق اقتصاد مقاومتی در کشورمان، ما مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی نخواستیم “حداقل ترامپ باشید”.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید